اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٣٣ - ج پرسشها و پاسخها
است كه از منظر اسلام نيز مفاهيم اخلاقى نسبىاند؛ مانند اين سخن امام على ٧ كه مىفرمايد:
بهترين خصلتهاى زنان، بدترين خصلتهاى مردان است: تكبر، ترسوبودن، بخيلبودن.
پس هرگاه زن متكبر باشد سر فرود نمىآورد و هرگاه بخيل باشد مال خود و شوهرش را نگاه مىدارد و هرگاه ترسو باشد از آنچه بر او روآورد، مىترسد.[١]
از ظاهر اين سخن برمىآيد كه برخى مفاهيم اخلاقى، نسبت به نيمى از انسانها (مردان) «بد» و نسبت به نيم ديگر (زنان) «خوب» و پسنديده است.
پاسخ: محور سخن در اين روايت رفتار و عمل در موقعيت و شرايط خاص است. مراد از پسنديده بودن «تكبّر» براى زنان، رفتار متكبرانه در مقابل مردان نامحرم است؛ زيرا در ادامه روايت، در بيان دليل اين حكم مىگويد:
اگر زن چنين رفتار بزرگمنشانه و متكبرانه در مقابل مرد بيگانه داشته باشد، امكان سوء استفاده و دستدرازى را بر ديگران مىبندد.
تحسين بيمناكى زنان نيز به مفهوم محتاط بودن آنان نسبت به عفاف خويش است؛ يعنى هرگاه غفّتشان در معرض خطر قرار گرفت، نبايد جانب احتياط را فرو گذارند و بىپروايى كنند. همچنين مقصود از نيكوشمردن «بُخل» در زن، بُخل ورزيدن او نسبت به اموال شوهرش است؛ به اين دليل كه امام ٧ در ادامه مىافزايد: «بُخل ورزيدن زن، موجب مىشود كه اموال مشترك ميان او و شوهرش محفوظ بماند».
بنابراين، تكبر، ترس و بُخل به عنوان خصلتهاى نفسانى نسبت به زن و مرد، حكم اخلاقى واحدى دارند؛ ولى رفتار متكبرانه زن در مقابل مرد بيگانه و رفتار محطاطانه او نسبت به عفّتش و بُخل ورزيدن او در مصرف اموال شوهرش و دارايى مشترك خانواده، امرى است پسنديده و اين به نسبيّت در اخلاق- كه همانا خوى و خصلتهاى اخلاقى است- نمىانجامد.[٢]
شبهه سوم: مطالعات مردمشناسانه نشان مىدهد كه بعضى اعمال و رفتارها، نزد قومى «خوب» و نزد مردمى ديگر «بد» تلقى مىشود؛ مثلًا كلاه از سر برداشتن نزد برخى نشانه احترام و پسنديده است و نزد برخى ديگر مظهر بىاحترامى و سوء ادب است. از اين قبيل
[١] - نهجالبلاغه، فيض الاسلام، حكمت ٢٢٦
[٢] - مطهرى، مرتضى: تعليم و تربيت در اسلام، ص ١٥٨- ١٨١