اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٣٢ - ج پرسشها و پاسخها
كه اين موضوع محقق گردد، امر به راستگويى وجود خواهد داشت. راستگويى اگر موجب ريختن خون بىگناهان و ... شود موضوع امر اخلاقى نيست.[١]
پاسخ دوم: اصول اخلاقى استثنا را برنمىتابد، ولى در مواردى كه با پيامدى نابايست روبهرو مىشود، يك فعل خارجى، مصداق دو عنوان شده است؛ مثلًا در مثال پاسخ اول، آن دو عنوان عبارتند از: راستگويى و كُشتن بىگناه يا افشاى اسرار ارتش اسلام. بنابراين عمل واحد از يك جهت «خوب» است و از جهتى ديگر «بد». در چنين مواردى ناگزير بايد يك جهت را برگزيد؛ زيرا يا بايد آن عمل را ترك كرد و يا انجام داد؛ حالت سومى وجود ندارد. در انتخاب انجام يا ترك عمل نيز بهناچار بايد مراتب حسن و قبح آن را سنجيد. اگر خوبى و بدى آن به يك اندازه باشد، فرد با انجام آن نه مستحق مذمت است و نه تحسين؛ ولى اگر يكى از آن دو بر ديگرى ترجيح داشت، همان را بايد برگزيند. بنابراين خوبى و بدى مطلقاند؛ ولى گاهى در مقام عمل با هم جمع مىشوند كه بايد به ترتيب پيشگفته تداخل آن دو را چاره كرد.[٢]
پاسخ سوم: فعل و رفتار اخلاقى، غير از خوى و خصلت اخلاقى است. مطلقبودن اخلاق بهمعناى مطلقبودن فعل و رفتار اخلاقى نيست. منشأ پيدايش اين شبهه، غفلت از اين نكته باريك است كه ممكن است يك فعل به يك اعتبار اخلاقى باشد و به اعتبار ديگر، ضداخلاقى. به عنوان مثال تنبيه بدنى كودك بهطور مطلق نه خوب است و نه بد ولى گاهى اين رفتار مصداق ظلم و تجاوز است و بهلحاظ اخلاقى «بد»، و زمانى تنها راه موجود براى تأديب كودك است و از جهت اخلاقى «خوب» مىباشد. بنابراين خصلتها و مفاهيم اخلاقىْ مطلق، و افعال و رفتار اخلاقىْ نسبىاند، و آنچه موضوع احكام اخلاقى است، خصلتها و مفاهيم اخلاقى است نه رفتارها و افعال خاص. افعال و رفتار انسانها به تناسب اينكه مصداق كداميك از مفاهيم اخلاقى باشند، محكوم به حكم اخلاقى مىشوند و چون رفتار واحد مىتواند در شرايط مختلف، مصداق مفاهيم اخلاقى گوناگونى گردد، در نتيجه محكوم به احكام اخلاقى گوناگون مىشود. اين امر بهمعناى نسبيت در احكام اخلاقى نيست.[٣]
شبهه دوم: تفاوت احكام اخلاقى زن و مرد بر اساس برخى از روايات، گوياى اين واقعيت
[١] - ر. ك: مصباحيزدى، محمدتقى: دروس فلسفه اخلاق، ص ٤١ و ١٨٧- ١٨٩
[٢] - همان، ص ١٨٦- ١٨٧
[٣] - ر. ك: مطهرى، مرتضى: تعليم و تربيت در اسلام، ص ١٤٨- ١٥٦