اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٢٩ - ب مطلقگرايى در اخلاق و دلايل آن
يك بستر فرهنگى و يا نزد سليقهاى خاص، همانقدر محتمل مىداند كه امكان حكم كردن به «حُسن صداقت» را. نسبيتگراى اخلاقى نه به عنوان يك گزارشگر و توصيفكننده واقع، بلكه در مقام اعلام موضع نسبت به ماهيت احكام اخلاقى، معتقد است كه صحت و سقم اصول اخلاقى، وابسته به عوامل فردى يا اجتماعى متغير است. بنابراين هيچگاه نمىتوان نسبت به يك موضوع اخلاقى حكم مطلق داشت و اين همان شكاكيّت اخلاقى است.
٥. برابرى خدمتكاران و خيانتپيشگان: از عمدهترين پيامدهاى ناگوار و خلاف وجدان نسبيت اخلاقى، اين است كه خدمت و خيانت، اصلاح و جنايت، خيرخواهى و شرارت و ... در دستگاه اخلاق از جايگاه واحدى برخوردار شده به يك اندازه تحسين يا تقبيح مىشوند. بنابراين رفتار فرعون و معاويه همان اندازه موجّه است كه عمل آسيه و زينب ٨ توجيهپذير است!
ب. مطلقگرايى در اخلاق و دلايل آن
با توجه به پيامدهاى ويرانگر نسبيّتگرايى اخلاقى، لازم است بنيانهاى معقول و منطقى اخلاق جاودانه، تبيين و تفسير گردد و آن دسته از چالشها و آسيبهاى نظرى كه اين انديشه را تهديد مىكنند، از سر راه برداشته شود. تحكيم مبانى اين انديشه و قوام و اقتدار منطقى آن در گرو اين است كه بتواند مدعاى خود را بر پايههاى برهانى و عقلانى استوار سازد.
١. ضرورت ترسيم اخلاق پايدار: نيمنگاهى به برخى پيامدهاى نسبىگرايى اخلاقى، بر ضرورت وجود اخلاق جاودانه صحّه مىگذارد. هدفمندى انسان و مسؤوليتپذيرى او، توجيه حكيمانه تعليم و تربيت و ترغيب و ترهيب، امكان سخنگفتن از عدالت و ظلم و دفاع از حقوق انسان و مبارزه با تجاوز به حقوق او، تمييز بين فضيلت و رذيلت، خير و شر، خائن و خادم، پاداش و كيفر، ثواب و عقاب، بهشت و جهنم، عادل و فاسق، دفاع حكيمانه و عقلانى از رسالت انبيا و اوليا و تلاشهاى مصلحان و خيرخواهان، امكان جانبدارى از دين كامل و ابدى، امكان ترسيم اصول و معيارهاى همگانى براى فهم و شناسايى زشت و زيباى اخلاقى و دهها و صدها ركن و اصل ديگر از اصول حيات انسانى كه با ناديده گرفتن هريك از آنها شيرازه حيات بشرى از هم خواهد پاشيد، همه در گرو تبيين، ترسيم و قبول اصول اخلاقى ثابت و پايدار است.
٢. تبيين اصول جاودانه اخلاقى: بيان و تفسير عقلانى مبانى اخلاق جاودانه در مكاتب اخلاقى متعدد، به شكلهاى مختلف صورت مىگيرد.
در اينجا جهت اختصار، تنها به آنچه در حوزه اسلامى مباحث اخلاق بيان شده است، بسنده مىكنيم. متقنترين بيانى كه در اين حوزه به منظور تفسير عقلانى مبانى اخلاق