اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٢٦ - مقدمه
٣. اهميت دينى موضوع: گذشته از آثارى كه بر نتايج اين بحث مترتب مىشود- و در پى خواهد آمد- اين موضوع با يكى از بنيادىترين و كليدىترين باورها و اركان اعتقادى و ايمانى مسلمانان ارتباطى تنگاتنگ دارد. كمال، خاتميت و در نتيجه بينالمللى و جاودانه بودن اسلام، خصيصهاى است كه آن را از حصار تنگ گذشته و حال آزاد مىكند. اين باورِ مسلمانان، بيانگر بىنيازى بشر از اديان گذشته و آينده است. اين اصل تأكيد دارد كه موقعيتهاى جغرافيايى، ادوار تاريخى و شرايط زمان و مكان، آموزههاى دينى و از جمله احكام اخلاقى، آنرا تحتالشّعاع خود قرار نمىدهد؛ مگر از مجارى مُجاز و موجهى كه دينْ خود تعيين كرده است.
مبانى و نظريههايى كه «نسبى گرايى» را در حوزه فضيلتها و رذيلتها مىپذيرند، با تفسير معقول از اصل كمال و خاتميت اسلام در تعارضاند. بنابراين پايبندى به اصل يادشده وامدار اثبات نوعى ثبات و اطلاق در مفاهيم اخلاقى است. بايد ثابت شود كه طبيعت اولى موضوعات اخلاقى همواره محكوم به حكم يكسانى هستند و تنوع جغرافيايى، گذر زمان و گوناگونى فرهنگها نقش و تأثيرى در اتصاف يك موضوع اخلاقى به فضيلت يا رذيلت ندارد.
بهعلاوه نوعِ پاسخى كه ما به سؤال مذكور مىدهيم، چگونگى نگرش ما را به اخلاق رقم خواهد زد و در تار و پود پژوهشهاى اخلاقى، تأثيرى جدّى خواهد داشت و نه تنها قضاوت ما نسبت به زشت و زيباى اخلاقى دگرگون مىشود، بلكه شيوه بحث در اخلاق، منابع آن و در نهايت قلمرو مخاطبان احكام اخلاقى را نشان مىدهد.
٤. مفهوم اطلاق و نسبيّت: مراد از «مطلقگرايى اخلاقى» پاى فشردن بر اين باور است كه اصول و گزارههاى اخلاقى وابسته به هيچ امرى خارج از ذات موضوعات اخلاقى و آثار و نتايج واقعى آنها نيستند. بهعبارت ديگر آنچه موجب مىگردد كه يك موضوع متّصف به خوبى يا بدى اخلاقى گردد، فقط مجموعه عناصر موجود در ذات موضوع و آثار واقعى مترتب بر آن مىباشد؛ نه حوادث و شرايط خارج از آن، از قبيل شرايط زيستمحيطى، اجتماعى، فرهنگى، اقتصادى و يا وضعيت روانى و ذوقى فاعل. بنابراين اگر نگهدارى شايسته از سالمندان، عفتپيشگى و يا حفظ حرمت ديگران به لحاظ اخلاقى، عملى پسنديده است، اصولًا در همه زمانها و مكانها و در هر شرايطى و با هر فاعلى، ستوده و اخلاقى است. مگر آنكه تغيير شرايط، موجب تغيير در ماهيت عمل گردد و يا باعث بروز تزاحم بين ارزشها شود.[١]
«نسبيّت» يعنى وابستگى يك شى به امر يا امورى متغير و خارج از ذات و آثار واقعى آن.
[١] - ر. ك: همين نوشتار، تزاحم ارزشها و معيار ترجيح و پرسشها و پاسخها