اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٢٣٥ - ١٠ پرورش ايمان
مقدّس با علم بيكران و قدرت بىپايان، عامل مهمى در تربيت و كنترل اخلاقى انسان خواهد بود. بنابراين پرورش ايمان در سراسر وجود انسان با اهرمهاى بسيارى كه در اختيار دارد، تربيت اخلاقى را تسهيل مىكند؛ بلكه خود، آفريننده مكارم اخلاق در وجود انسان است.
الكسيس كارل، رابطه ايمان مذهبى و بعد اخلاقى انسان را اينگونه ترسيم مىكند:
فعاليتهاى اخلاقى و مذهبى عملًا با يكديگر بستگى دارند. احساس اخلاقى، پس از مرگِ احساسِ عرفانى ديرى نمىپايد. انسان در ساختن يك سيستم اخلاقى مستقل از مذهب آنچنان كه سقراط مىخواست موفق نشده است. اجتماعاتى كه احتياج به نيايش را در خود كشتهاند، معمولًا از فساد و زوال مصون نخواهند ماند. اين از آن جهت است كه متمدنين بىايمان نيز همچون مردم ديندار وظيفه دارند كه به مسئله رشد همه فعاليتهاى باطنى و درونى خود كه لازمه يك وجود انسانى است، دلبستگى پيدا كنند.[١]
علامه طباطبائى (ره) در توضيح شيوههاى اخلاقى، سه مسلك را از يكديگر متمايز مىكند و مىفرمايد:
مسلك اول تهذيب از طريق غايات صالح دنيوى است كه همان مسلك عقلى فلاسفه يونان است. مسلك دوم تهذيب از طريق غايات اخروى است؛ مانند حور و قصور، بهشت و دوزخ و ... كه آيات قرآن در اين زمينه بسيار است و شيوه تربيتى انبياى الهى نيز بر همين منوال بوده است.
مسلك سوم كه مخصوص قرآن كريم است به نوعى با پرورش ايمان و استفاده از معارف الهى، ريشه رذايل اخلاقى را از بين مىبرد ... هر عملى كه انسان انجام مىدهد، هدف و غايتش يا بهدست آوردن عزّتى در آن مطلوب است و يا قدرتى است كه از آن مىترسد و حذر مىكند. لكن خداوند سبحان مىفرمايد: إِنّالعزّة لله جميعاً.[٢] و مىفرمايد: أَنّالقوّة للّه جميعاً.[٣]
اگر اين معرفت- و باور- محقّق شود، زمينهاى براى ريا و سُمعه، ترس از غير خدا، اميد به جز خداوند، اتكال به غير او و ... باقى نمىماند. اين دو جمله هر گاه براى انسان معلوم گردد- در حدّ باور قلبى- هر رذيله اخلاقى را از انسان پاك مىكند- صفت باشد يا فعل- و انسان را
[١] - نيايش، ص ٢٨
[٢] - سوره يونس، آيه ٦٥
[٣] - سوره بقره، آيه ١٦٥