اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ١٨ - ٢ علم اخلاق و حقوق
رذيلتها و نابود كردن آنها است. بنابراين در تربيت اخلاقى، رويكرد اصلى متوجه پرورش استعدادهاى اخلاقى و رسيدن به كمالات اخلاقى است؛ در حالى كه در تربيت علمى، هدفْ شكوفايى استعدادهاى علمى و كسب مراتب بالاى علمى است و از همين روى نگرش به انسان عمدتاً ابزارى و آلى است.
تربيت اخلاقى نيز بخش مهمى از علم اخلاق را تشكيل مىدهد و چون مباحث آن عمدتاً ناظر به راهكارهاى عملى و ارائه توصيههايى در باب عمل است، گاهى از اين بخش تحت عنوان «اخلاق عملى» ياد مىشود. در مقابلِ آن بخش از مباحث اخلاقى كه به توصيف خوبىها و بدىهاى اخلاقى مىپردازد و به آن گاهى «اخلاق نظرى» گفته مىشود.
ب. علم اخلاق و علوم ديگر
علم اخلاق نيز مانند هر علمى با پارهاى از دانشهاى موجود، مناسبات نزديك دارد. در اينجا براى تبيين قلمرو علم اخلاق و تكميل شناسايى آن مناسبات، علم اخلاق را با بعضى از علومِ نزديك به آن- از قبيل علم فقه، حقوق، عرفان عملى و علوم تربيتى- مورد مطالعه قرار مىدهيم.
١. علم اخلاق و فقه
علم فقه، اعمال و رفتار انسانهاى مكلّف و مسؤول را از دو جهت مورد بررسى قرار مىدهد و دو گونه داورى دارد: نخست از جهت آثار اخروى آن؛ يعنى ثواب و عقاب كه در تحت عناوينى مانند وجوب و حرمت بيان مىگردد و ديگرى از جهت آثار و وضعيت دنيوى آن كه در تحت عناوينى مانند صحت و بطلان بيان مىگردد.
بررسىها و احكام نوع اول فقه، ماهيت اخلاقى داشته، بخش مهمّى از متون و منابع اخلاق اسلامى را تشكيل مىدهد. بررسىها و احكام نوع دوم فقه، خارج از قلمرو علم اخلاق است و ماهيت اخلاقى ندارد؛ بلكه تنها ماهيت فقهى و حقوقى دارد.[١]
٢. علم اخلاق و حقوق
موضوع علم حقوق، قواعد كلى و الزامآور اجتماعى است كه اجراى آن از سوى دولت و قدرت حاكم تضمينشده، است. بنابراين علم حقوق، فقط به زندگى دنيوى و اجتماعى انسان نظر دارد و احكام آن همگى لازم بوده و براى اجرا ضمانت دنيوى و خارجى دارند. در حالى كه علم اخلاق شامل زندگى فردى انسان نيز مىشود، و احكامِ غير الزامى نيز در آن وجود
[١] - البته گاهى به احكام دستورى غيرالزامى( مستحب و مكروه) احكام اخلاقى يا آداب گفته مىشود و ملاك ورود در حوزه فقه، الزامىبودن حكم دانسته مىشود. اين كاربرد صرفاً اصطلاح خاص است و با تلقى متعارف از اخلاق نمىسازد