اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ١٦ - ٢ تعريف علم اخلاق
باشد؛ مانند كسى كه بهسرعت عصبانى مىشود و يا به اندك بهانهاى شاد مىگردد. منشأهاى ديگر خُلق، وراثت و تمرين و تكرار است؛ مانند اينكه نخست با ترديد و دودلى اعمال شجاعانه انجام مىدهد، تا بهتدريج و بر اثر تمرين، در نفس او صفت راسخ شجاعت بهوجود مىآيد؛ بهطورى كه از اين پس بدون ترديد، شجاعت مىورزد.[١]
صفت راسخ درونى، ممكن است «فضيلت» و منشأ رفتار خوب باشد و يا «رذيلت» و منشأ كردار زشت. به هر روى بدان «خُلق» گفته مىشود.
٢. تعريف علم اخلاق
با مراجعه به اصلىترين منابع كلاسيك و متعارف علم اخلاق در حوزه علوم اسلامى و دقت در موارد كاربرد آن در قرآن و احاديث، علم اخلاق را مىتوان به شرح زير تعريف كرد:
علم اخلاق، علمى است كه صفات نفسانى خوب و بد و اعمال و رفتار اختيارى متناسب با آنها را معرفى مىكند و شيوه تحصيل صفات نفسانى خوب و انجام اعمال پسنديده و دورى از صفات نفسانى بد و اعمال ناپسند را نشان مىدهد.[٢]
بر اساس اين تعريف، علم اخلاق علاوه بر گفتوگو از صفات نفسانى خوب و بد، از اعمال و رفتار متناسب با آنها نيز بحث مىكند. غير از اين، راهكارهاى رسيدن به فضيلتها و دورى از رذيلتها- اعم از نفسانى و رفتارى- را نيز مورد بررسى قرار مىدهد.
بنابراين موضوع علم اخلاق، عبارت است از: صفات و اعمال خوب و بد، از آن جهت كه براى انسان قابل تحصيل و اجتناب و يا انجام و تركاند.
از آنجا كه مبدأ و بازگشت رفتار و صفات خوب و بد انسان به روح و روان آدمى مىباشد، بعضى از عالمان اخلاق موضوع علم اخلاق را «نفس انسانى» دانستهاند.[٣]
هدف نهايى علم اخلاق اين است كه انسان را به كمال و سعادت حقيقى خود- كه همانا هدفِ اصلى خلقت جهان و انسان است- برساند. تفسير واقعى و تحقق اين كمال و سعادت به آن است كه انسان بهقدر ظرفيت و استعداد خود، چه در صفات نفسانى و چه در حوزه
[١] - ر. ك: ابنمسكويه: تهذيبالاخلاق و طهارةالاعراق، ص ٥١؛ نراقى، محمدمهدى: جامع السّعادات، ج ١، ص ٢٢
[٢] - ر. ك: ابنمسكويه: پيشين، ص ٢٧؛ طوسى، خواجه نصيرالدين: اخلاق ناصرى، ص ٤٨؛ نراقى، محمدمهدى: پيشين، ج ١، ص ٢٦- ٢٧؛ صدرالدين شيرازى: الاسفارالاربعة، ج ٤، ص ١١٦- ١١٧
[٣] - ر. ك: نراقى: پيشين، ج ١، ص ٢٦