اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ١٥٠ - ٣ حيا
در متون اخلاقى اسلام پيامدهاى بسيارى براى «وقاحت» و بىشرمى بيان شده است كه بهدليل اختصار تنها به بيان يك روايت در اين باب اكتفا مىشود:
امام صادق ٧ به شاگرد خود «مفضّل» مىفرمايد:
اى مفضّل، اگر حيا نبود انسان هيچگاه ميهمان نمىپذيرفت، به وعده وفا نمىكرد، نيازها [ى مردم] را برآورده نمىساخت، از نيكىها برحذر بود و بدىها را مرتكب مىشد. بسيارى از امور لازم و واجب نيز براى حيا انجام مىشود. بسيارى از مردم، اگر حيا نمىكردند و شرمگين نمىشدند، حقوق والدين را رعايت نمىنمودند، هيچ صلهرحمى نمىكردند، هيچ امانتى را به درستى بازپس نمىدادند و از فحشا برحذر نبودند.[١]
د) موارد حيا: گفته شد كه حيا، شرم از انجام اعمال زشت در محضر ناظر محترم است.
بنابراين اوّلًا، در متون اخلاق اسلامى خداوند و ناظران و نمايندگان او، حقيقت الهى و انسانى فرد و ديگران، به عنوان ناظرانى كه بايد از آنها شرم و حيا ورزيد مطرح شدهاند.[٢] ثانياً، قلمرو حيا امور زشت و ناپسند است و شرمسارى در انجام نيكىها هيچ گاه پسنديده نيست. ولى اين حدّ و مرز در بسيارى از موارد از سوى مردم رعايت نمىگردد. منشأ اين امر گاهى جهالت و گاهى بىمبالاتى است. در بسيارى از روايات حياورزى در برخى موارد ممنوع شده است.
به نظر مىرسد كه با وجود ضابطه پيشگفته در مفهوم حيا، اين تأكيد به دليل آن است كه انسان نسبت به اين موارد نوعى شبهه علمى دارد و تا حدودى توجيهاتى، جهت تأييد حياورزى در آن موارد براى خود دست و پا مىكند، در حالى كه تصورات او باطل است. برخى از موارد و مواقعى كه جاى حيا ورزيدن نيست، بدين قرارند:
١. حيا ورزيدن از گفتار، كردار و درخواست حق؛ پيامبر ٦ فرمود: «هيچ عملى را از روى ريا و خودنمايى انجام مده و از سر حيا و شرم آن را رها نكن.»[٣]
٢. حيا ورزيدن از تحصيل علم؛ امام على ٧ فرمود: «كسى شرم نكند از آموختنِ آنچه نمىداند.»[٤]
[١] - مجلسى: بحارالانوار، ج ٣، ص ٨١.
[٢] - ر. ك: صدوق: عيون اخبار الرضا، ج ٢، ص ٤٥، ح ١٦٢؛ تفسير قمى، ج ١، ص ٣٠٤؛ كراجكى: كنزالفوائد، ج ٢، ص ١٨٢؛ طوسى: امالى، ص ٢١٠.
[٣] - حرّانى: تحفالعقول، ص ٤٧؛ صدوق: امالى، ص ٣٩٩، ح ١٢؛ كلينى: كافى، ج ٢، ص ١١١، ح ٢ و ج ٥، ص ٥٦٨، ح ٥٣.
[٤] - نهجالبلاغه، حكمت ٨٢؛ حرّانى: تحفالعقول، ص ٣١٣.