اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ١٤١ - يك آثار قوت نفس
آرامش مىيابد؛ بهطورىكه حتى اگر بر قله كوهى هم باشد، وحشتى از مخالفانش ندارد.[١]
بديهى است كه ميزان اين آرامش وابسته به درجه ايمان است و هرچه درجه ايمان بيشتر باشد، آرامش حاصل از آن نيز پايدارتر است.
٤. ياد خداوند: در قرآن كريم آمده است: «همان كسانى كه ايمان آوردهاند و دلهايشان به ياد خدا آرام مىگيرد. آگاه باش كه با ياد خدا دلها آرامش مىيابد.»[٢]
٥. رسيدن به حق: امامصادق ٧ فرمود: «قلب آدمى همواره در جستوجوى حق در تب و تاب و اضطراب است؛ ولى هنگامى كه آن را مىيابد اطمينان و آرامش پيدا مىكند.»[٣] بنابراين از آثار ترديد و شكاكيت، اضطراب و عدم آرامش قلب است كه نوعى درد و رنج روانى است.
فقدان همه مواردى كه به عنوان اسباب و موجبات وقار و آرامش برشمرده شد، مانع تحقق آن دو محسوب مىگردد. ولى چون برخى از امور ديگر در روايات به عنوان مانع وقار و آرامش مطرح شده است، در زير به شاخصترين آنها اشاره مىشود:
يك. درخواست از مردم: امام زينالعابدين ٧ در اين باره مىفرمايد: «درخواست از مردم، زندگى انسان را با خوارى توأم مىكند؛ حيا را از بين مىبرد و وقار و سنگينى آدمى را سبك مىگرداند.»[٤] امام صادق ٧ نيز فرمود: «هيبت و عظمت از شخص فقير محال است.»[٥]
دو. خنده و شوخى بسيار: امامعلى ٧ فرمود: «كسى كه خنده او فراوان گردد، شكوه و عظمت او از ميان برود.»[٦] رسولخدا ٦ مىفرمايد: «شوخى بسيار آبروى آدمى را مىبرد.»[٧] به على ٧ سفارش مىكنند كه: «از شوخى بپرهيز؛ زيرا شكوه و عظمت تو از بين مىرود.»[٨] امامعلى ٧ نيز فرمودهاند: «هر كس بسيار شوخى كند، سبك شمرده شود.»[٩]
سه. سرمستى از مال، قدرت، علم، ستايش و جوانى: طبق بيان منسوب به امامعلى ٧ شخص
[١] - مجلسى: بحارالانوار، ج ٦٧، ص ١٤٨، ح ٤
[٢] - سوره رعد، آيه ٢٨
[٣] - كلينى: كافى، ج ٢، ص ٤٢١، ح ٥
[٤] - مجلسى: بحارالانوار، ج ٧٨، ص ١٣٦، ح ٣. همچنين ر. ك: ج ٧٥، ص ١٠٨
[٥] - صدوق: فقيه، ج ٤، ص ٥٨، ح ٥٠٩٢
[٦] - كلينى: كافى، ج ٨، ص ٢٢، ح ٤ و حرّانى، تحف العقول، ص ٩٦
[٧] - صدوق: امالى، ص ٢٢٣، ح ٤؛ اختصاص، ص ٢٣٠؛ كلينى: كافى، ج ٢، ص ٦٦٤، ح ٦ و ٦٦٥ ح ١٦
[٨] - صدوق: فقيه، ج ٤، ص ٣٥٥
[٩] - كلينى: كافى، ج ٨، ص ٢٢، ح ٤؛ حرانى: تحفالعقول، ص ٦٩