اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ١١٧ - چهار آثار زهد
دو. زهد اميدواران: يعنى روى برتافتن از دنيا به اميد رسيدن به ثواب خداوند و نعمتهاى بهشتى.
سه. زهد عارفان: نه توجهى به درد و رنجها دارد تا رهايى از آنها را طلب كند و نه اعتنايى به لذتها مىكند تا بهرهمندى از آنها را بجويد، بلكه تنها در اشتياق ديدار و ملاقات پروردگار است. چنين زهدى تنها همّت اهل معرفت است.[١]
با توجه به آنچه در تعريف زهد و درجات آن بيان گرديد، معلوم مىگردد كه مراد از دنيا تنها مال و ثروت، خوراك و پوشاك و مانند اينها نيست؛ زيرا كنارهگيرى از همه اين امور براى كسى كه شهرهشدن به زهد و ستودهشدن به پارسايى را دوست مىدارد، بسيار آسان خواهد بود. بلكه دنيا شامل مقام و رياست و همه بهرهمندىهاى نفسانى ممكن از دنيا مىشود. زهد حقيقى يعنى روى گردانيدن و عدم دلبستگى به مال و مقام. زاهد راستين كسى است كه فقر و غنا، مدح و ذمّ و عزّت و ذلت در نزد مردم براى او يكسان باشد و جز در جستوجوى محبت و رضايت خداوند نباشد.
چهار. آثار زهد
بعضى از مهمترين آثار زهد كه به نوبه خود يك مفهوم اخلاقى عام هستند، به شرح زير است.
١. قناعت: در ادبيات عرب، قناعت بهمفهوم راضىشدن به مقدار اندكى از بخشش[٢] و رضايتدادن به سهم خويش، بهكار مىرود.[٣] در منابع رايج اخلاق اسلامى «قناعت» در مقابل «حرص» آمده است و آن عبارت است از ملكهاى نفسانى كه به موجب آن انسان به نياز خود از اموال رضايت مىدهد و خود را در مشقت و تلاش براى تحصيل مقدار بيشتر از آن نمىاندازد.[٤]
قناعت خود آثار فراوان و سودمندى را بهدنبال دارد، و از سوى ديگر موجب پيشگيرى از بسيارى رذايل اخلاقى و بلكه جرايم حقوقى مىگردد. بر همين اساس در نظام اخلاقى اسلام بهشدت مورد تشويق و ترغيب واقع شده است. در قرآن كريم آمده است:
و زنهار ديدگان خود را مدوز بهسوى آنچه اصنافى را از آن برخوردار كرديم [و فقط] زيور
[١] - ر. ك: نراقى: جامع السّعادات، ج ٢، ص ٦٥- ٧٤؛ فيض كاشانى، محسن: المحجة البيضاء، ج ٧، ص ٣٥٧- ٣٦٤
[٢] - ابن اثير: نهايه، ج ٤، ص ١١٤
[٣] - ابن منظور: لسان العرب، ج ٨، ص ٢٩٨
[٤] - نراقى، مولى محمدمهدى: جامع السّعادات، ج ٢، ص ١٠١