اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ١٠١ - يك خودپسندى(عجب)
نمايد، خود را كوچك و پايين شمرده و خودپسند و از خود راضى نباشد. خودشكنى منشأ و مبناى تواضع است و بدون آن تواضع محقق نمىشود. بنابراين آنچه در باب فضيلت و منزلت تواضع بيان خواهد شد، همگى بر فضيلت فروتنى و خودشكنى نيز دلالت خواهد كرد، و شايد به همين دليل است كه در آيات و روايات، بيشتر بر «تواضع» تأكيد شده است و از انكسار نفس و كوچك شمردن خود كمتر سخن رفته است. ابعاد مختلف فضيلت انكسار نفس را در مقايسه با موانع آن و مفاهيم متضاد با آن به خوبى مىتوان دريافت. اين موانع بدين قرارند:[١]
يك. خودپسندى (عُجب)
عُجب، خودستايى و غرور، موانع اصلى فروتنى و كوچك شمردن خويش است. از آنجا كه خودستايى در واقع از آثار و توابع خودپسندى است، بحث از موانع را بر محور خودپسندى و غرور سامان مىدهيم.
الف) مفهوم و ماهيت عُجب: عُجب عبارت است از بزرگپنداشتن خويش بهدليل كمالى كه فرد در خود مىبيند؛ چه اينكه در واقع چنين كمالى را داشته باشد يا خير، و اعم از آنكه آنچه را كه او كمال پنداشته است در واقع كمال باشد يا خير. بنابراين در خودپسندى نيز همانند انكسار نفس و فروتنى، مقايسه با ديگران وجود ندارد و شخص بدون اينكه خود را با ديگران مقايسه نمايد، بهدليل تصوّر وجود كمالى واقعى يا خيالى در خود و با غفلت از اينكه هر كمالى از جانب خداوند است، از خود راضى و خشنود است و وضع خويش را مىپسندد.
برخلاف «كبر» كه فرد متكبر علاوه بر رضايتمندى و خشنودى از خويش، خود را با ديگران، مقايسه كرده از آنان برتر مىداند و نوعى حقّ و مزيّت براى خود در قبال ديگران قائل است.[٢]
بنابراين تحقق «كبر» مستلزم وجود «عُجب» است؛ ولى هميشه عُجب و خودپسندى، كبر و خودبرتربينى را در پى ندارد. گاهى خودپسندى فرد به درجهاى مىرسد كه براثر كمالاتى كه در خود تصوّر مىكند، براى خود از خداوند حقوق و مطالباتى را انتظار دارد و براى خود نزد پروردگار جايگاهى قائل است؛ بهطورى كه مثلًا بروز حوادث ناخوشايند را در حق خود بعيد مىپندارد. به چنين حالتى ادلال گفته مىشود و در واقع اين حالت درجه بالاى خودپسندى و زشتترين آن است.[٣]
ب) نكوهش خودپسندى: در قرآن كريم خودپسندى بارها مورد نكوهش قرار گرفته
[١] - ر. ك: نراقى، محمدمهدى: پيشين، ج ١، ص ٣٤٣
[٢] - ر. ك: نراقى، محمدمهدى: پيشين، ج ١، ص ٣٢١ و ٣٢٢
[٣] - همان، ص ٣٢٢