ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٣٩ - شرحهاى كتاب توحيد
اشياء با هم برابرند و تفاوتى در نقص و كمال دارند و منظور امام اين باشد كه چطور مرا بر ديگران برترى دادى و اين مخالف اين اصل است و منظور تقدم و تأخر از نظر شرافت است.
٣- بر عقيده كمون و بروز باشد كه به اكثر ملاحده نسبت دادهاند و گفتهاند همه چيز از ازل موجود بوده و ظهور آنها تدريجى است و بر اين اصل چيزى مقدم و مؤخر نيست.
به نظر مىرسد كه شايد عقيده نفى زمان حقيقى و فرضيه نسبيه انشتين مورد توجه و اعتقاد آنها بوده و در اين صورت تقدم و تأخرى در حوادث نيست، اگر مستبعد ندانيم كه اين اصل در آن زمان ميان آنان شناخته شده باشد از توجيهات مرحوم مجلسى مناسبتر است. به نظر من اين قسمت حديث صحنه اصلى بحث ميان مادى و الهى است، در اين نقطه حساس است كه عقيده به خدا و مبدأ ناپيداى جهان خودنمائى كند و سخن مادى به نهايت رسد و درماند و خواه و ناخواه به خود فرو رود و اگر باز هم در نادانى و جهل خود بماند رسوا و سر افكنده است.
اين قسمت از حديث بايد مورد دقت و بررسى عميق قرار گيرد و موشكافى بسزائى در آن بشود، عجب آن است كه در پارهاى از نسخ كافى اين قسمت ساقط شده و مرحوم مجلسى (ره) آن را ضبط كرده و شرح بسيار كوتاه و مختصرى بدان نوشته و مرحوم فيض كاشانى در وافى به كلى از آن صرف نظر كرده، گرچه از نظر اصطلاح رجال اين قسمت از حديث مرسل و مرفوع ضبط شده ولى به واسطه قوت متن ضعف سند آن جبران مىگردد و به حق بايد گفت بيانى چنين رسا و مختصر و محكم در صميم شبهه ماديين خود كرامتى است كه جز امام معصوم را نشايد.
٣- سؤال ابن ابى العوجاء استاد سخنور ماديين تاريخ بلكه ماديين جهان را بايد چنين تجزيه كرد: