ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٠٥ - باب كليات توحيد
نه بزير پرده بودن، آشكار و ممتاز نه بحساب وجود مسافت و فاصله مكانى، ازليتش سد راه جولان افكار است و هميشه پائيدنش دست رد زن به سينههاى خردهاى سركش و تندرو، كنه و حقيقت او ديدههاى تيزبين را وامانده كرده است و وجودش اوهام تيز پر و چرخنده را از پاى در آورده، هر كه خدا را وصف كند او را محدود كند و هر كه او را محدود كند در شمارهاش افكند و هر كه در رشته شمارهاش آرد ازليت او را باطل كرده و هر كه گويد: كجا است او را در سوئى شناخته و هر كه گويد: بر چيست؟ نسبت به او خلاء فرض كرده، و هر كه گويد: در كجا است؟ او را گنجانيده است.
. ٦- فتح بن عبد الله وابسته بنى هاشم گويد: به ابى ابراهيم (ع) (امام هفتم) نامهاى نوشتم و از او از توحيد پرسيدم، به خط خود جواب نوشت: سپاس از آن خدائى است كه سپاس خود را به بندگانش الهام كرده و همان روايت- ٥- را كه سهل بن زياد نقل كرده بود نقل كرده تا آنجا كه گويد: و وجوده جوائل الاوهام، و سپس بر آن افزوده است كه:
آغاز پذيرش دين از خدا شناختن او است و كمال شناسائيش يگانه دانستن او است و كمال يگانه دانستنش نفى صفات از او است، چون هر صفتى گواه است كه جز موصوف است و هر موصوفى هم جز صفت است و به همراه هم گواه دوئيت باشند كه در وجود ازلى و قديم ممتنع است، هر كه خدا را وصف كند او را محدود كرده و مرزبندى نموده است و هر كه محدودش كند او را بر شمرده و هر كه