ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٢٨
در اختيار دارد كه اگر بخواهد مىتواند جلوى خيانت او را بگيرد و با اين حال آزاد گذاشت و او خيانت ورزيد، در اين صورت نه اين بنده در خيانت خود مجبور بوده و نه آقا در كيفر خود به او ستم كرده و نه قدرت آقا بر دفع او عذر او محسوب است. مجلسى از روايت محاسن پس از سؤال از معنى" شاء" اين عبارت را نقل كرده كه: «قلت: فما معنى أراد؟ قال: الثبوت عليه»- گفتم:
معنى اراده چيست؟ فرمود: بر آن فعل پائيدن. بعد گفته است كه ممكن است اين جمله از روايت كافى افتاده باشد، يعنى خود مصنف انداخته باشد يا نساخ آن را انداخته باشند.
مشيت، مقام فعليت مطلقه است و اراده تعلق آن است به اشخاص و جزئيات كه در اين صورت در كالبد ماهوى محدودى ظهور مىكند و اندازهگيرى مىشود و استقرار وجود در آن ماهيت مشخص و محدود مقام اجرا است.
فرض كن كوزهگر مقدارى گل ساخته و روى هم گذاشته، اين به منزله فعليت مطلقه است، مقدارى از آن را چنگ مىزند و روى دستگاه مى گذارد، اين مقام اراده است و سپس آن را به شكل خاصى در مىآورد، اين مقام تقدير است و در آخر آن را از دستگاه جدا مىكند و كنار مىگذارد و اين مقام اجراء و امضاء است، براى فهم مطلب ذكر شد. مراتب اربعه تكوين از خواست و اراده و تقدير و امضاء عمومى است و هر موجودى را شامل است، چه خوب و چه بد، چه زشت و چه زيبا، ولى محبت و دوستى كه در خلق يك عاطفه نشاط انگيز است و از وجدان ملايم بر مىخيزد و در خداوند مانند صفات ذاتيه عين ذات است و در مقام ظهور لطف خاصى است كه نصيب دوستان و مؤمنان است شامل همه موجودات نيست، خدا كافر را دوست ندارد، اين است كه سؤال مىكند: