ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٩١ - ٣ - قابليت حركت
آن نمىشود و به اصطلاح علمى در اين مورد مىگويند: اشاعره خلط مصداق با مفهوم كردند و از اين خلط گرفتار خبط اعتقاد به صفات زائده بر ذات و تعدد قدماء شدهاند. اراده در بشر طبق تحقيقى كه در شرح خبر" جنود عقل و جهل" گذشت يك فعل اختيارى درونى است و به عبارت ساده: چنگ انداختن روح است به كارى كه انجام مىدهد بوسيله ابزار تن، پس از مقدمات آن كه تصور شود، و سنجش عمل و امكانات تحقق آن است، و بنا بر اين اراده در درون انسان است و بوسيله حركت اندام تن به عمل اثر مىكند ولى اراده حق همان توجه ايجادى او است به خلق چيزى و اين توجه ايجادى به اعتبار نسبت به خدا اراده او است و به اعتبار نسبت او به خلق مشيت او است و چنانچه از اين اخبار فهم شود حقيقت اراده و مشيت يكى است. ضد در اصطلاح به هر يك از دو امر وجودى غير قابل اجتماع با يك ديگر گفته شود مانند سپيدى و سياهى و در برابر تخالف تضاد تخالف عدم و ملكه و تناقض و نفى و اثبات هم هست و بسيارى از اين مثالها كه مرحوم كلينى در اين كليات باب صفات ذات صفات فعل آورده بر ضدّين تطبيق نشوند، مثلا تقابل جهل و علم، عجز و قدرت، موت و حيات، تقابل عدم و ملكه است نه تقابل دو ضد و ظاهر كلمه" ضد" در اينجا به مفهوم لغوى و به معنى صرف مخالف استعمال شده است. اسم كه به معنى داغ نهادن يا از فراز گرفتن است عبارت از نشانه و نشان دهنده چيزى است كه آن را مسمى يا نامدار مىخوانند و اسم، لفظى باشد و كونى، در اينجا به يك اسم كونى مطلق اشاره شده است و از آن به مقام فعليه مطلقه يا وجود منبسط و فيض كلى حق تعبير كنند.
اجزاء اربعه و اركان دوازدهگانه و اسماء سيصد و شصت شماره به حساب چهار فصل و دوازده ماه و سيصد و شصت روز يا سيصد و شصت مدار