ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٨٩ - ٣ - قابليت حركت
وجه تفاوتى از اين نظر تصور نمىشود. خداى تعالى در ذات خود وحدت حقه و حقيقت وحدت و يگانگى است و اين حقيقت به انكشاف ذاتى براى او محقق است و مىداند و مفهوم" جز او با او نيست" يك مفهوم سلبى و عدمى است كه تحقق خارجى ندارد و فقط در تصور مخلوق در مىآيد، بنا بر اين خدا به وحدت ذات خود و اينكه جز او نيست از ازل عالم است و اثبات غير هم با او لازم نمى آيد. در ضمن اين حديث، موضوع يكى بودن مبدأ صفات الهى مطرح است، البته موصوف شدن جسم و جسمانى به صفات مختلفه بر اساس وجود معانى و مبادى مختلفه است كه وجود هر كدام از آنها وصفى پديد آرد، مثلا يك سنگ سرخ سنگين ناصاف داراى سه خاصيت است كه هر يك در وجود او مبدأ جدا و ممتازى از هم دارد، يك انسان عالم و زنده و توانا داراى سه وصف است كه هر كدام در وجود او مبدأ جدا و ممتازى دارد، مبادى مختلفه آن انسان را با اشاره عقلى مىتوان جدا جدا نشانگذارى كرد و بعلاوه نفس وجود سنگ و انسان از اين صفات جدا است و مىتوان يك سنگ سياه و سبك و صاف را نشان داد و يك انسان نادان و مرده و ناتوان را، ولى نسبت صفات ثبوتيه خدا با هم و نسبت همه آنها با ذات چنين نيست و مبدأ علم و قدرت و زندگى و .. و .. در ذات حق از هم جدا نيستند و نه به اشاره خارجيه و نه به اشاره حقيقيه نمىتوان آنها را جدا نشان داد، چنانچه مبدأ واحد صفات از ذات جدا نيست و با ذات يكى است و اين حقيقت با اين تعبير ادا شده كه با همه ذات شنوا است و با همه ذات بينا است و .. و .. اين فرمول به دست آمده كه: علم كله، قدرت كله، حيات كله، و .. و ..
در اينجا يك اشكال است كه از همان عصر در نظرها بوده و شايد