ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٧٣ - ٣ - قابليت حركت
٢- حكم به اينكه به سبب رؤيت در آخرت چگونه معرفت اكتسابى نابود مىشود يا با هم ضديت دارند.
٣- موضوع رؤيت در آخرت اختصاص به مؤمنان دارد و در بهشت صورت مىگيرد، و اگر فرض شود معرفت ايمانى كه مورد تكليف است در آنجا از ميان برود چه ضررى دارد.
مرحوم مجلسى عليه الرحمه در حل اين خبر اقوالى نقل كرده كه ما به طور خلاصه آن را ترجمه مىكنيم:
١- محصول نظر مشايخ از قول پدرش به اين تقرير كه ضديت معرفت اكتسابى با معرفت ديدارى از نظر لوازم منافى آنها است نه از نظر خود معرفت چون كه مقتضاى دليل امتناع جسميت و تشكل حق و امتناع رؤيت است و وقوع رؤيت مستلزم تجسم و تشكل است و اين دو با هم ضدّند و به همين اعتبار اگر فرض كنيم معرفت ضرورى هم كه به ديدن است ميزان ايمان در دنيا نباشد ولى چون ضد با معرفت اكتسابى است در آخرت بايد مؤمن منقلب به كافر شود اگر معرفت اكتسابى برود و معرفت ديدارى بماند و يا از نظر ضديت هر دو معدوم شوند و اين هم خلف است و هم نتيجهاش كفر در آخرت است.
٢- از ميرداماد كه به بعض افاضل از او ياد كرده است نقل كرده كه ضديت ميان خود دو نوع معرفت است و معرفت حسى با معرفت عقلى گو اينكه متعلق آنها يكى باشد خود آنها با هم ضدند و جمع نمىشوند و اگر ميزان ايمان معرفت حسى باشد بايد كسى در دنيا مؤمن نباشد و اگر ميزان معرفت نظرى و عقلى است پس از تحقق رؤيت در آخرت آن معرفت زايل مىشود و همان اشكال بر مىگردد.
٣- معرفت ديدارى قوى است و معرفت اكتسابى ضعيف و نسبت آنها چون حرارت قوى و ضعيف است و اگر ميزان ايمان، معرفت قوى ديدارى