ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٦٤ - ٣ - قابليت حركت
السبع زيرا در هيئت اسم مفعول همان مطلق انتساب وقوع ماده كافى است.
يا اينكه گفته شود معنى كلمه موهوم همين است كه هر چه در خاطر گذرد يا هر ناديدهاى كه در خاطر گذرد و به اين معنى است كه امام مىفرمايد: اگر بگويم هر موهومى مخلوق است توحيد از ما برداشته مىشود، چون راه معرفت هر چيز تصور آن است، تا در خاطر نيايد معرفت را نشايد، ولى هر چه به حواس درك شود و از اين نظر به خاطر آيد و موهوم گردد مخلوق است و محدود ولى تصور خدا به عنوان شىء جدا از اشياء مانعى ندارد. از توضيح حديث و شرحى كه مرحوم كلينى عليه الرحمه بدان اضافه كرده است معلوم مىشود كه باء در جمله
اعرفوا اللَّه باللَّه
باء الصاق است و مقصود نفى تشبيه است و رد بر مجسمه و غلاة و مشبهه، بنا بر اين اخبار اين باب بايد در ضمن ابواب مربوط به صفات سلبيه درج شود و نبايد باب جداگانهاى باشد، چنانچه عنوانى كه كلينى براى اين باب ثبت كرده است اين معنى را نمىدهد بلكه از آن فهميده مىشود كه دليل شناسائى خدا منحصر به خود او است و بايد بوسيله خود او باشد و در اين صورت، باء، باء سببيه مىشود يا باء استعانت و بهتر اين بود كه باب را به همان لفظ مختصر و شيرين خود حديث عنوان كند و بگويد: باب اعرفوا اللَّه باللَّه- گر چه پارهاى اخبار هم دلالت دارد كه سبب شناختن خدا هم خود خداوند است ولى مضمون اخبار اين باب غير از آن است. در اين حديث ممكن است باء سببيه باشد و حمل بر باء الصاق هم روا است كه چنين معنى شود خدا والاتر است از اينكه به مقامى شايسته خلق شناخته شود ولى خلق به مقامى كه نسبت به آنها شايسته خدا است شناخته شوند و آن مقام بندگى آنها است نسبت به خدا. پرستش به توهّم يعنى بدون يقين و معرفت و به مجرد تقليد