ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٢١ - ٣ - سنة قائمة
كلمه بذل معنى چيزى دادن بدون عوض مىدهد.
سبب اينكه علم پيش از جهل است اين است كه مصدر و مبدأ آن خداوند است و اول بشرى كه آفريده آدم (ع) بوده و آن حضرت در آغاز آفرينش خود دانا بوده است و مخصوص به فضيلت «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ». يعنى با همه شاگردان و كسانى كه از تو مسأله دين و علم مى پرسند به روى باز برخورد كنى. مقصود از حكمت رموز و دقائق دين است كه هر كسى آماده فهم آن نيست و بايد به اشخاص لائق و با استعداد تعليم داد. يعنى معنىاى كه براى آيه قرآن ندانسته در نظر گرفته و اظهار كرده و بيش از اين مسافت از حق و واقع دور است و در نتيجه خود او هم بيش از اين مسافت از دين و قرب الهى بدور افتد. ظاهر اين است كه مقصود از عالم در روايت پنجم شخص امام است و منظور از ندانستن اين است كه نداند منظور سئوالكننده دريافت حقيقت است يا كشف اسرار مذهب و ممكن است از نظر جاسوسى به پرسش پرداخته است، در اينجا از راه تقيه" الله اعلم" مىگويد زيرا بسا مجالس مخلوطى از موافق و مؤالف در حضور امام تشكيل مىشده و اشخاص مشكوكى سؤالات امتحانى طرح مىكردند و امام براى حفظ مصلحت در جواب آنها" الله اعلم" مىفرموده است و اين جمله را عموم حاضران مى شنيدند و شايد در نظر كوتهفكران شيعه هم اثر خوبى نداشته و در نظر آنها عجز يا جهل امام مصور مىشده، براى رفع اين شبهه مىفرمايد عالم را شايد كه در جواب سؤالى كه به اقتضاى وقت بايد خود را نسبت بدان نادان جلوه دهد" الله اعلم" بگويد كه هم حفظ سر مذهب شده باشد و هم با اين جمله بيان حقيقت شده باشد چون مفادش اين است كه مىداند ولى خدا داناتر است و به همين جهت غير از شخص امام كه واقعا جاهل به مسأله است حق