ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٣٥ - باب حدوث عالم و اثبات پديد آرنده آن
صرف نظر كند و تو را به معبودت رهنمائى كند، خدمت حضرت برگشت و گفت: اى جعفر بن محمد، از نامم مپرس و به معبودم رهنمائى كن. امام به او فرمود: بنشين، در اين ميان پسر بچهاى تخم مرغى در دست داشت و با آن بازى مىكرد، امام به آن پسرك گفت: اين تخم مرغ را به من بده، آن را به وى داد.
امام به او فرمود: اى ديصانى، اين تخم مرغ قلعهاى است دربسته، پوست كلفتى دارد و زير آن پوست بسيار نازكى است و زير آن پوست نازك، طلائى است روان و نقرهاى آب شده نه طلاى روان به نقره آب شده مىآميزد و نه نقره آب شده به طلاى روان، اين تخم مرغ به حال خود است نه يك مصلحى از درون آن برآيد و بهى آن را گزارش دهد و نه مفسدى درونش رود و از تباهى آن گزارش دهد، نمىتوان دانست براى توليد نر آفريده شده است يا ماده، با اين حال مىشكافد و مانند طاوسهاى زيبا و رنگارنگ بيرون مىدهد، تو براى آن مدبرى درك مىكنى؟
گويد: ديصانى دير زمانى سر بزير افكند و سپس سر برداشت و گفت:
أشهد أن لا اله الّا اللَّه، گواهم كه جز خدا شايسته پرستشى نيست، تنها است شريك ندارد، گواهم كه محمد (ص) بنده و رسول او است و تو به راستى امام و حجت بر خلقش هستى و من از راهى كه مىرفتم باز گشتم.
٥- هشام بن حكم در ضمن حديث از زنديقى كه خدمت امام صادق (ع) رسيده نقل كرده است كه: امام صادق (ع) در ضمن بياناتش فرمود:
اينكه تو مىگوئى دو مبدأ وجود دارد از اين بيرون نيست كه