ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٣٧ - باب حدوث عالم و اثبات پديد آرنده آن
يا هر دو قديمند و توانا، يا هر دو قديمند و ضعيف، يا يكى توانا است و ديگرى ناتوان اگر هر دو توانايند چرا هر كدام به دفع ديگرى نپردازند و خود را بىهمتا نسازند در تدبير جهان، اگر بگوئى يكى توانا است و ديگرى ناتوان ثابت شود كه همان توانا خدا است و آن ناتوان درمانده خدا نيست.
اگر تو بگوئى كه آنها دوتايند- يا از هر جهت يگانهاند يا از هر جهت جدايند و امتياز از هم دارند، وقتى ملاحظه مىكنيم مى بينيم خلقت رشته منظمى دارد و گردون گردش يك نواختى و تدبير يكسان است و شب و روز و خورشيد و ماه را هم مىبينيم. درستى كار و تدبير، هم آهنگى جريان هستى دلالت دارند كه مدبر يكى است.
باز هم اگر تو مدعى دو مبدأ آفرينش گردى بر تو لازم شود رخنهاى ميان آنها معتقد شوى تا دو باشند، اين رخنه خود مبدأ سومى گردد قديم، و بايد به سه مبدأ قديم معتقد شوى و اگر به سه مبدأ معتقد شدى لازم است دو رخنه ميان اين سه باشد و سه پنج مى شود و به همين تقرير شماره بالا مىگيرد تا از كثرت به لا نهايت رسد.
هشام گويد: آن زنديق به پرسش خود ادامه داد و گفت: چه دليلى بر وجود خداى يگانه است؟ امام فرمود: وجود افعال دليل است كه سازندهاى آنها را ساخته، ندانى كه چون به ساختمان محكمى نگاه كنى كه ساخته شده مىدانى بنّائى داشته و گر چه تو خود بنّا را نديدهاى و مشاهده نكردهاى.
زنديق: حقيقت آن خداى يگانه چيست؟
امام: چيزى است بر خلاف هر چيز ديگر كه ديدى و درك