پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣١٤ - بخش پنجم امام على عليه السلام شهيد محراب
كند و با دورويى و خيانت، شمشير بر فرق مبارك قامتى فرود آورد كه همواره از دنيا دورى مىجست و رو به خانه معبودش سر بر سجده مىساييد.
جمعى گمراه در جهت قتل امير المؤمنين عليه السّلام همدست شدند كه اگر محرّك اصلى آنان را معاويه بدانيم، سخنى گزاف نيست. اين بدسگالان با يكديگر هماهنگ شدند امام عليه السّلام را هنگام رفتن به نماز صبح، غافلگيرانه به شهادت رسانند چرا كه كسى را جرأت رويارويى با امام عليه السّلام نبود.
با فرا رسيدن شب نوزدهم ماه رمضان، امام عليه السّلام از منزل بيرون مىآمد و زياد به آسمان مىنگريست و در آن مىانديشيد و همواره مىفرمود:
«ما كذبت و لا كذّبت، إنّها الليلة التى وعدت بها»؛[١]
نه دروغ گفتهام و نه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم دروغ شنيدهام، امشب همان شب موعود است.
حضرت آن شب را با دعا و نيايش سپرى كرد و سپس براى اداى نماز صبح رهسپار مسجد شد و طبق عادتش مردم را براى عبادت خدا بيدار مىكرد و صدا مىزد: الصلاة ... الصلاة.
سپس به نماز ايستاد و با پروردگار خويش به نيايش پرداخت ناگهان عبد الرحمان بن ملجم تبهكار و ملعون، از جا برجست و با سر دادن شعار خوارج «الحكم للّه لا لك»؛ «حكومت و فرمانروايى ويژه خداست نه تو.»
بر امام حمله برد و شمشير زهرآلودش بر فرق مبارك حضرت نشست و آن را شكافت و امام با صداى بلند فرمود:
[١] . الصواعق المحرقه ٨، بحار الانوار ٤٢/ ٢٣٠