پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٨٢ - عملكرد امام عليه السلام پس از جنگ
از شما گذشتم، مبادا مجددا در پى فتنهانگيزى برآييد، شما نخستين مردمى بوديد كه پيمان شكستيد و امت را دچار تفرقه و پراكندگى نموديد»
و سپس انبوه مردم و بزرگان قوم حضور امام عليه السّلام شرفياب شده و با آن بزرگوار دست بيعت دادند.[١]
پس از آن امير مؤمنان عليه السّلام وارد بيت المال بصره شد وقتى دارايى فراوان انباشته شده در آن را ديد، مكرّر فرمود: «غرّى غيرى ...»؛ ديگرى را بفريب. و فرمان داد آن اموال ميان مردم به طور مساوى تقسيم شود و بدين ترتيب، به هريك از مردم پانصد درهم تعلق گرفت و سهميه شخص آن حضرت نيز با ديگران تفاوتى نداشت، با توزيع اموال، چيزى در بيت المال باقى نماند در همين اثناء فردى كه در جنگ حضور نداشت خدمت امام عليه السّلام رسيد و سهميه خود را از آن بزرگوار مطالبه كرد، امام عليه السّلام سهميه خود را به او داد و بدينسان، حتى درهمى نصيب آن حضرت نشد.[٢]
سپس امير المؤمنين عليه السّلام دستور داد وسايل حركت عايشه را فراهم نمايند و او را به مدينه بفرستند و به پاس احترام همسرى پيامبر، برادرش (محمد بن ابى بكر) و تعدادى از زنان را در لباس مردان كه عمامه به سر و شمشير حمايل داشتند با وى همراه ساخت، ولى عايشه نسبت به امير المؤمنين خوشبين نبود و تصور مىكرد حضرت، حرمت وى را نگاه نداشته است امّا به مجرّد اينكه شنيد امام عليه السّلام عدّهاى از زنان را به همراهى وى گمارده از حركت خود و شكستى كه نصيبش شد و فتنهانگيزى كه به وجود آورده بود، اظهار ندامت و پشيمانى كرد و به شدّت گريست.[٣]
[١] . تاريخ طبرى ٣/ ٥٤٤، ارشاد شيخ مفيد ١٣٧.
[٢] . شرح نهج البلاغه ١/ ٢٥٠.
[٣] . الامامة و السياسة ٩٨، مروج الذهب مسعودى ٢/ ٣٧٩، مناقب خوارزمى ١١٥، تذكره سبط ابن جوزى ٨٠.