پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٧٢ - حركت عايشه به سمت بصره
براى عايشه تدارك ديده و بنى اميّه آن را در ميان گرفتند و عايشه پيشاپيش انبوه جمعيّت به سمت بصره به حركت درآمد و قبل از حركت با ارسال نامههايى به تعدادى از سران بصره به بهانه خونخواهى عثمان از آنان خواستار بيرون رفتن از بيعت امام على عليه السّلام شده بود.[١]
نشانههاى مكر و حيله- كه كليه مخالفان امام على بدان متوسل مىشدند- از سران فتنهانگيز، پديدار گشت، وقتى از مكه بيرون رفتند و هنگام ظهر فرا رسيد مروان حكم اذان نماز گفت و براى اينكه ميان طلحه و زبير دشمنى و فتنهانگيزى ايجاد كند و اگر موفق شود از آن بهره بگيرد، نزد آن دو آمد و گفت:
بر كدام يك از شما دو تن به عنوان امير سلام دهم و اذان نماز بگويم؟ هواداران دو طرف به رقابت پرداختند و هريك خواستار مقدم داشتن فرد دلخواه خود بود، ولى عايشه با شنيدن اين سخن احساس تفرقه و پراكندگى نمود لذا كسى را نزد خواهرزادهاش عبد اللّه بن زبير فرستاد و از او خواست تا با مردم نماز بگزارد.
زمانى كه سپاه عايشه به منطقه «اوطاس» رسيد سعيد بن عاص و مغيرة بن شعبه به آنان برخوردند وقتى سعيد اطلاع يافت عايشه به بهانه «خونخواهى عثمان» لشكركشى كرده لبخند مسخرهآميزى زد و گفت: اى ام المؤمنين! مىبينم كه قاتلان عثمان همراهىات مىكنند.[٢] روايت شده: سعيد بن عاص خطاب به طلحه و زبير و عايشه گفت: به كجا مىرويد شما در پى خونخواهى از كسى هستيد كه پشت سر شماست؟ (يعنى على كه در مدينه است)[٣].
سرانجام سپاه جمل به محلى به نام «حوأب» رسيد، سگهاى آن منطقه به
[١] . الامامة و السياسة ٨٠، كامل ابن اثير ٣/ ٢١٠.
[٢] . الامامة و السياسة ٨٢.
[٣] . كامل ابن اثير ٣/ ٢٠٩.