پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٥٠ - بيمارى پيامبر صلى الله عليه و اله و سلم و سپاه اسامه
دستيابى به سعادت و موفقيت آنان مىگرديد، سفارش كرده بود و فرموده بود:
مردم! در آيندهاى نه چندان دور به سرعت روحم قبض مىشود و به آسمانها بالا مىرود، با شما اتمام حجت مىكنم آگاه باشيد! كتاب خداى عزّ و جلّ و عترت و اهل بيتم را ميان شما به وديعه نهادم.
و سپس دست على عليه السّلام را گرفت و فرمود:
«هذا عليّ مع القرآن و القرآن مع عليّ، لا يفترقان حتى يردا عليّ الحوض؛
اكنون اين على است كه همواره با قرآن است و قرآن با او و از يكديگر جدايى ندارند تا در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند.
آن حضرت خواست سعى و تلاش خود را كامل گردانده تا زمينه را براى نصب على به جانشينى پس از خود مهيّا سازد بىآنكه قدرتهاى رقيب و يا توطئههاى غرضورزان و دسيسه كارىهاى منحرفان او را تحت تأثير قرار دهد. تمامى تاريخنگاران اتفاق نظر دارند بيشترين توجه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم در آخرين لحظات عمر مباركش تدارك سپاهى بود كه انبوه مسلمانان از جمله ابو بكر و شخصيتهاى مهاجر و انصار در آن گرد آمده باشند و اسامة بن زيد را به فرماندهى آنان گمارد و آن را به مرزهاى شمالى منطقه جزيرة العرب اعزام و على عليه السّلام را از آن جمع استثناء كرد.
ولى تعدادى از صحابه فرمان پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم را نپسنديدند و از رفتن به جنگ و حضور در سپاه اسامه خوددارى و به عذر و بهانه تراشىهاى واهى پرداختند و در مورد فرماندهى اسامه با زخم زبان به انتقاد پرداخته و غرض ورزانه آن را مورد اعتراض قرار دادند. رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم- با وجود همه درد و ناراحتىها- از خانه بيرون رفت و با آنان سخن گفت و آنها را به در آمدن زير پرچم اسامه تشويق فرمود و با اين كه حالت ضعف و سستى بر آن بزرگوار