پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٣٦ - على عليه السلام در يمن
ساخت و بر آنها يورش برد ٢٠ تن از آنها را به هلاكت رساند بقيه پراكنده شده و شكست خوردند. حضرت درنگى كرد و براى بار دوم آنان را به اسلام دعوت كرد اين بار پاسخ مثبت دادند و عدهاى از سران آنها با حضرت بيعت كرده و عرضه داشتند ما موافقت ساير افراد قبيله خود را تضمين خواهيم كرد؛ اكنون صدقات ما در اختيار شماست، حق خدا را از آنها برداريد.
همچنين روايت شده على عليه السّلام فرمود:
زمانى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم مرا به يمن اعزام نمود، عرض كردم: اى رسول خدا! مرا به سوى اين مردم اعزام مىكنى ولى من جوانم و به فن قضاوت و داورى آشنا نيستم، حضرت دست مبارك خويش را بر سينهام نهاد و فرمود: خدايا! زبانش را از لغزش مصون دار و قلبش را رهنمون باش و سپس رسول خدا به على عليه السّلام سفارش كرد هرگاه دو تن براى شكايت نزدت آمدند تا زمانى كه سخنان طرفين را نشنيدهاى ميان آنان داورى نكن، زيرا اگر به سخنان آنان گوش فرا دهى، پى مىبرى چگونه قضاوت كنى، على عليه السّلام فرمود: به خدا سوگند! از آن پس هيچگاه در قضاوت ميان دو تن ترديدى به خود راه ندادم.[١]
سپس على عليه السّلام غنايم را جمعآورى و خمس آنها را جدا كرد و بقيه را ميان يارانش تقسيم نمود. پس از آن اطلاع حاصل كرد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم براى مناسك حج رهسپار مكه شده، به سرعت راه افتاد تا در مكه به پيامبر بپيوندد. روايت شده: برخى از كسانى كه در گردان اعزامى امام على عليه السّلام حضور داشتند در زمينه پرداخت سهميه، از او شكوه داشتند وقتى اين خبر به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم رسيد فرمود:
[١] . سيره نبوى ابن كثير ٤/ ٢٠٧.