پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٩٨ - ٢ ازدواج على عليه السلام با زهرا عليها السلام
وقتى به قصد اين امر نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم رفت، از شرم و حيا سر به زير افكنده بود. پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم به هدف وى پى برد ازاينرو، با چهرهاى گشاده با او رو برو شد و به آرامى خواسته او را جويا شد. على عليه السّلام با صدايى ضعيف پاسخ داد:
«اى رسول خدا! آيا حاضرى فاطمه را به ازدواج من درآورى؟»
رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم ضمن خوشامدگويى به على، نزد پاره تنش زهرا رفت تا علاقمندى على عليه السّلام را براى ازدواج با او، به وى ابلاغ كند، لذا به دخترش فرمود: «من از پروردگار خود خواستم تو را به ازدواج بهترين و محبوبترين آفريدگان خود درآورد تو به فضائل و ويژگىهاى على آگاهى دارى و اينك امروز به خواستگارىات آمده، نظرت چيست؟»
زهرا عليها السّلام سخنى نگفت و سكوت كرد، پيامبر در حالى كه مىفرمود:
«سكوت زهرا، رضايت و اقرار اوست». از نزد دخت گرامىاش خارج شد، سپس مسلمانان را گرد آورد و با آنان سخن گفت و فرمود: «خدا به من فرمان داده فاطمه را به ازدواج على درآورم ...» و آنگاه رو به على عليه السّلام كرد و فرمود:
«خداوند به من دستور داده فاطمه را به ازدواج تو درآورم ... آيا به اين ازدواج راضى هستى؟»
عرضه داشت: «آرى، راضى هستم» و سپس سجده شكر به جا آورد.
پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلم فرمود: خداوند اين ازدواج را بر شما مبارك گرداند و از نسل شما فرزندانى بسيار و نيكسرشت عنايت فرمايد.
على عليه السّلام مبلغ پولى را كه از فروش زره خويش براى هزينه مهريه تهيه كرده بود مقابل رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم قرار داد و پيامبر به ابو بكر و بلال و عمار و جمعى از صحابه و ام أيمن دستور داد جهيزيه مربوط به ازدواج را خريدارى نمايند.
وقتى خريدارى كردند و آنها را بر رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم عرضه كردند، حضرت آن