پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٠٩ - سقوط و فروپاشى امت
سپس دست بر محاسن شريف خود نهاد و مدتى بس طولانى گريست و آنگاه فرمود:
«آوّه على اخواني الذين قرأوا القرآن فأحكموه، و تدابروا الفرض فأقاموه، أحيوا السنة و أماتوا البدعة، دعوا للجهاد فأجابوا، و وثقوا بالقائد فاتّبعوه»[١]؛
آه و افسوس بر برادرانم، همانها كه قرآن را تلاوت مىكردند و به كار مىبستند، در فرائض و واجبات دقت مىكردند و آنها را به پا مىداشتند، سنّتها را زنده و بدعتها را ميراندند، دعوت به جهاد را مىپذيرفتند و به رهبر خود اطمينان داشتند و صميمانه از او پيروى كردند.
٢. نافرمانى و فروپاشى سپاهيان و پديدار شدن ضعف و سستى و خستگى از جنگ در اثر كشته شدن عده زيادى از مردم عراق كه ستون فقرات سپاه امام عليه السّلام را تشكيل مىدادند پديد آمد و با اين كه امام عليه السّلام از قدرت بيان تحسين برانگيز و برهان قاطع برخوردار بود، نتوانست براى ادامه و استمرار جنگ، در پايگاه مردمى خود عزم و اراده ايجاد نمايد.
از جمله امورى كه بر تفرقه و پراكندگى سپاهيان مىافزود گفتوگوى معاويه با سران قبايل و عناصر دنيا طلب بود كه در آن كوتاهى نمىكرد و يا اموال و دارايى و هدايا و پست و مقامهايى به آنها پيشكش مىداد تا هرگونه مىتوانند قدرت و توان امام و انبوه جمعيت هوادار او را به سستى و ضعف بكشانند و در اين مورد كار به جايى رسيد كه امام عليه السّلام پس از جنگ نهروان نتوانست در اردوگاه نخيله براى جنگ با معاويه نيرويى تدارك ببيند و اغلب سپاهيان حضرت پنهانى وارد كوفه شدند به گونهاى كه امام ناگزير شد، اردوگاه خويش را به تعطيلى بكشاند و جنگ را به تأخير اندازد.[٢]
٣. اوضاع و شرايطى را كه امام عليه السّلام و مسلمانان پشت سر گذاشتند به
[١] . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد: ١٠/ ٩٩.
[٢] . تاريخ طبرى ٤/ ٦٧.