پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٠٨ - سقوط و فروپاشى امت
سقوط و فروپاشى امّت
آثار و نشانههاى انحرافى كه روز سقيفه به وجود آمد، در روزهاى پايانى حكومت امام عليه السّلام به روشنى پديدار گشت. زيرا معاويه و پيروانش از درون اسلام به جنگ با اسلام و گسستن باقيمانده رشتههاى همبستگى جامعه اسلامى و تخريب اين جامعه پرداختند و در پى ساختن جامعهاى دلخواه و سازگار با ميل و رغبت خود، برآمدند وضعيت مسلمانان را پس از ورود امام عليه السّلام در سه جنگ سرنوشتسازى كه جهت ريشهكن ساختن فساد و تباهى صورت گرفت، مىتوان در موارد ذيل خلاصه كرد:
١. امام عليه السّلام و امتش، در اين نبردها برجستهترين ياران آگاه خود را كه در جامعه و روند حركت رسالت اسلامى، تأثير بسزايى داشتند از دست داده بودند، يارانى كه با حضور آنان و نظارت امام، امكان ساختن امّتى شايسته بر مبناى قرآن و سنّت وجود داشت و در اين راستا حزن و اندوه درونى امام عليه السّلام به پايهاى رسيده بود كه بيان آن در سوك يارانش ملاحظه مىكنيم، آنجا كه فرمود:
به راستى، برادران ما كه خونشان در صفين ريخته شد اگر امروز زنده نيستند، چه زيانى ديدهاند؟ خوشا به حالشان كه نيستند تا از اين لقمههاى گلوگير بخورند! و از اين آبهاى ناگوار بنوشند! به خدا سوگند! آنها به ديدار خدا رفتند و پاداششان را داد و آنان را پس از بيم و ترس در سراى أمن خويش جايگزين ساخت. كجايند برادرانم همانها كه سواره به راه مىافتادند و در راه حق گام برمىداشتند؟ عمار كجاست؟ ابن تيهان كجاست؟ ذو الشهادتين كجاست؟ و كجايند برادرانشان كه نظير و مانند آنان بودند و پيمان بر جانبازى بستند و سرهاى آنها به دربار ستمپيشگان فرستاده شد.