پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٠٧ - اشغال مصر
كه از تلاش دست برداريد، آنچه را خداوند بر زبان پيامبرش در مورد فضيلت مبارزانى كه آگاهانه با خوارج بجنگند و آشناى به حق ما باشند، عنوان كرده، برايتان بيان مىداشتم.
و سپس حضرت در پيشگاه خدا سجده شكر به جاى آورد[١].
اشغال مصر
پس از كشته شدن عثمان بن عفان، امير المؤمنين عليه السّلام قيس بن سعد بن عباده انصارى را به فرمانروايى مصر گمارد و سپس آنگونه كه خود، مصلحت ديد محمد بن ابى بكر را به جانشينى قيس بن سعد موظف ساخت، زيرا مصر به عنوان بخش ديگرى از قلمرو حكومت اسلامى معاويه را مضطرب مىساخت. پس از پايان جنگ و نبردها و نتايج به دست آمده، به مجرد اينكه تشويش و اضطراب و عدم هميارى، بر جامعه اسلامى حكمفرما شد، معاويه و عمرو عاص براى اشغال مصر دست به تلاش زدند؛ زيرا واگذارى اين شهر بهايى بود كه براى تخريب حكومت امام و نابود كردن دين، به عمرو عاص پرداخته مىشد. امام عليه السّلام وقتى شنيد معاويه به سمت مصر پيشروى مىكند، كوشيد تا محمد بن ابى بكر را با تداركات و نيرو تقويت كند، امّا ديرى نپاييد كه خبر اشغال مصر و شهادت محمد بن ابى بكر به آن حضرت رسيد و امام به جهت از دست دادن محمد فوقالعاده اندوهگين شد[٢] و پس از آن مالك اشتر را به فرمانروايى مصر گمارد و عهدنامه و (منشور) معروف خويش را در زمينه اداره حكومت و سياست مردم، به وى نگاشت، ولى معاويه با ابزار شيطانى و فريبكارى خود، توانست به مالك اشتر زهر بخوراند.[٣]
[١] . تاريخ طبرى ٤/ ٦٦، شرح نهج البلاغه ٢/ ٢٦٦، البداية و النهاية ٢٩٧.
[٢] . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ٦/ ٨٨.
[٣] . تاريخ طبرى ٤/ ٧٢.