پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٦٦ - فتنهانگيزان
اجرا، قرآن و سنّت، تشكيل مىدهند، جايى نخواهد داشت.
معاويه در شام به عنوان فرمانرواى يكهتازى حكم مىراند كه چشم طمع به حاكميت بزرگ اسلامى دوخته بود. وى مىكوشيد زمام امور مسلمانان را كاملا به دست گيرد، اقدامات و برنامهريزىهاى امام عليه السّلام در جهت اصلاحات گسترده براى تمام اين افراد، موضوعى غافلگيرانه بود. افزون بر اين، مجموعه افرادى كه در زمان عثمان از پست و مقام خود بهره مىجستند، اكنون در حكومت امام منبع ثروتهاى خود را از دست داده بودند، زيرا حضور امام عليه السّلام در رأس قدرت، براى خط قبيلهاى منحرفى كه قريش مىپيمود، تهديدى جدّى به شمار مىآمد، چون امام عليه السّلام به خوبى مىدانست بىآنكه در راه خدا از نكوهش هيچ نكوهشگرى بيمى داشته باشد، قادر است پرچم اسلام واقعى را به اهتزاز درآورد و بدينسان، بىترديد از آن خط منحرف پرده برمىداشت.
لذا اين افراد تصميم به فتنهانگيزى گرفتند تا از استقرار حكومت نوپاى امام عليه السّلام جلوگيرى به عمل آورند؛ البته اوضاع سياسى و وجود عناصر مخالف روند صحيح حركت حكومت اسلامى، براى امام على عليه السّلام ناشناخته نبود، زيرا نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم به حضرت اطلاع داده بود كه برخى گروهها از حكومت وى سرپيچى خواهند كرد و به او سفارش كرد با آنان بستيزد و آنها را ناكثين و قاسطين و مارقين ناميد.[١]
[١] . مستدرك حاكم ٣/ ١٣٩، تاريخ بغداد ٨/ ٣٤٠، مجمع الزوائد ٩/ ٢٣٥، كنز العمال ٦/ ٨٢.