پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٥٠ - حكومت امام عليه السلام و دشوارىهاى راه
ج- تساوى در برابر حكم خدا
امام عليه السّلام از اجراى احكام اسلام در دوران خلفاى قبل از خود، غافل نبود.
زمانى كه ديگران در داورى و قضاوت درمىماندند آن بزرگوار به حق و دادگرى، فصل خصومت مىنمود. به مجرد اينكه حضرت زمام امور دولت را به دست گرفت، برجستهترين نوع عدل و داد را ارائه داد و با آشكار ساختن عدالت آيين الهى و قدرت اسلام به ايجاد دولتى داراى آزادى و امنيت و عدالت، روشنترين طريق حق و حقيقت را پيمود.
در زندگى امام عليه السّلام به موارد بسيارى از اين قبيل امور برمىخوريم.
حضرت از اين كه قانون را بر ضد خود و خانواده و يارانش اجرا كند، پروايى نداشت. آن بزرگوار در مورد زرهاى كه فردى يهودى گم كرده بود به اتفاق شاكى نزد شريح قاضى رفت تا ميان آنان داورى كند.[١]
احكامى كه امام عليه السّلام در قضاوت و داورى صادر مىكرد برخاسته از ژرفاى دين و احاطه علمى آن بزرگمرد به امور دينى و دنيايى و بيانگر عصمت در انديشه و عمل آن حضرت بود.
٢. سازماندهى ادارى و بازگرداندن قدرت مركزى دولت.
امام عليه السّلام فرمانداران عثمان را بر كنار و فرماندارانى كه شايسته انجام اين مسئوليت بوده و از اعتماد مردم برخوردار بودند، به جاى آنان گمارد، عثمان بن حنيف انصارى را به جاى عبد اللّه بن عامر به بصره اعزام نمود و عمارة بن
[١] . سنن كبرى ١٠/ ١٣٦، تاريخ دمشق ٣/ ١٩٦، مواضعى كه امام عليه السّلام در اين راستا اتخاذ فرمود، در تعدادى از منابع از جمله اغانى ١٦/ ٣٦، البداية و النهاية ٨/ ٤، كامل ابن اثير ٣/ ٣٩٩، صواعق المحرقه ٧٨ آمده است.