پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٢٥ - شورا از ديدگاه امام عليه السلام
بدين جهت انجام مىدهم كه به اجر و پاداش دست يابم و از زر و زيورهايى كه شما براى به دست آوردن آنها در رقابتيد، دورى ورزيده باشم.[١]
امام عليه السّلام همراه با ساير اعضا وارد شورا شد و به خوبى آگاه بود كه امور به او باز خواهد گشت، ورود امام عليه السّلام به شورا بدين جهت بود كه تناقضگويى عمر و دار و دستهاش را پديدار سازد، زيرا عمر هنگام وفات رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم جمع خلافت و نبوت را در يك خاندان روا نمىدانست، ولى اكنون امام عليه السّلام را كانديداى خلافت كرده بود.
از امير المؤمنين عليه السّلام روايت شده كه فرمود:
ولى اكنون من در شوراى آنان شركت مىجويم زيرا عمر هماكنون مرا شايسته خلافت دانسته است، در صورتى كه قبلا مىگفت: نبوت و خلافت در يك خاندان گرد نمىآيند.[٢]
امام عليه السّلام به جهت اصلاح و ارشاد امت، با عثمان بن عفان بيعت كرد تا به مراقبت از كيان امت بپردازد و در اين راستا از بذل هيچگونه پند و نصيحت و ارشاد و تربيت، فروگذارى نكرد، هرچند خلافت را از او دور ساختند ولى حضرت با تمام توان، حقيقت را روشن و مردم را بدان رهنمون شد، و راه صحيح را نشان داده و مردم را بدان راهنمايى نمود و هرگاه خليفه درمىماند او را يارى مىداد و آنگاه كه در دام جهل و نادانى گرفتار مىآمد، مسائل را به او ياد مىداد و هرگاه به ضرب و شتم مردم مىپرداخت وى را از آن كار باز مىداشت.
[١] . نهج البلاغه خطبه ٧٤، چاپ صبحى صالح.
[٢] . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ١/ ١٨٦.