پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٢ - بخش نخست امام على بن ابى طالب عليه السلام در يك نگاه
و انصارى بصير و آگاه كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم برايش مهيّا ساخته بود دست به تغيير و تحولى پيشگامانه زده و آن را در بلند مدت، استمرار بخشد.
ولى جاهليّتى كه در ژرفاى وجود آن جامعه و نظام، ريشه داشت، در بدر و حنين و تنها طى يك دهه از جنگ و نبرد، به كلى از ميان نرفته بود و طبيعى به نظر مىرسيد بار ديگر در پوشش اسلام پديدار شود تا بتواند هرچند پس از دهها سال مجددا در عرصه اجتماع آشكار گردد و از سويى نيز طبيعى بود كه مستقيم يا غير مستقيم به گونهاى نهانى در مراكز مربوط به رهبرى نفوذ كند ... به همين دليل بازگشت به آداب و رسوم جاهليّت، از راه گرد آمدن پيرامون رهبر قانونى جامعه نوپاى اسلامى كه از هرسو در احاطه خطرات بود و مراكز اصلى آن آگاهى و پختگى لازم را به دست نياورده بودند، امرى احتمالى بلكه براى هر پيشوا و رهبرى كه از اندك آگاهى سياسى و اجتماعى برخوردار بود، مسألهاى دور از انتظار تلقى نمىشد تا چه رسد به شخصيّت رسول اكرم خاتم پيامبران صلّى اللّه عليه و اله و سلم!
اگر رسالت اسلامى تغيير و تبديل واقعيّت اجتماعى جاهلى را به عنوان يك هدف دنبال مىكرد ناگزير بود همه أشكال و رسوبات اين واقعيّت را ملاحظه و براى تغيير و تحوّلى گسترده در كوتاه مدت يا بلند مدت با هم، به برنامهريزى بپردازد ... و همينگونه عمل شد. رسالت، خطمشى طبيعىاى ترسيم نمود كه از نقطهنظر قانونى براى روند حركت پيشگامانه اسلامى لازم بود، چرا كه امّت را از جنبه فكرى و سياسى به پيشوايانى كه از هر پليدى جاهلى پيراسته بودند، ارجاع داد، اين امر آنگاه عملى گرديد كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم على عليه السّلام را در غدير خمّ به عنوان امير مؤمنان منصوب و با گرفتن بيعت از عموم مسلمانان براى او، پايههاى حاكميّت آن حضرت را