پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٠ - بخش نخست امام على بن ابى طالب عليه السلام در يك نگاه
حق بود بىآنكه ذرّهاى از آن پا فراتر نهاده و يا سرمويى از مسير آن خارج شده باشد.
ضرار بن ضمره كنانى در مجلس معاويه به گونهاى به بيان ويژگىهاى امام على عليه السّلام پرداخت كه معاويه و حاضران را به گريه واداشت و معاويه براى آن حضرت طلب رحمت كرد، ضرار اظهار داشت:
به خدا سوگند! [على] مردى بسيار دورانديش و فوقالعاده نيرومند، گفتارش جدا كننده حق از باطل و حكمش عين دادگرى بود، علم و دانش از پيرامونش مىجوشيد و حكمت برين با زبان او سخن مىگفت از دنيا و زرق و برق آن متنفّر و با تاريكى و وحشت شب مأنوس بود، از بيم خدا اشك فراوان مىريخت و عميق مىانديشيد، دستهايش را حركت داده و زيرورو مىكرد و خويشتن را مخاطب قرار مىداد، دوست داشت لباس كمبها بپوشد و غذاى خشن تناول كند، او ميان ما نظير خود ما بود، هر وقت نزدش شرفياب مىشديم ما را به خود نزديك مىساخت و هر زمان از آن حضرت پرسشى داشتيم به ما پاسخ مىداد و هرگاه او را دعوت مىكرديم نزدمان مىآمد و هرگاه مىخواستيم از او كسب خبرى بنماييم، ما را در جريان امر قرار مىداد.
به خدا سوگند! با اينكه به ما نزديك بود از سخن گفتن با او هيبت مىبرديم و هرگاه تبسّم مىكرد دندانهايش چونان مرواريد به نخ كشيد شده، پديدار مىگشت، دينداران را احترام مىگذاشت و تهيدستان را به خود نزديك مىساخت، زورمندان در حكومت وى اميد رسيدن به مقصد باطلى را نداشتند، و افراد ضعيف از عدل و دادش مأيوس نمىگشتند.[١]
[١] . استيعاب ٣/ ٤٤، چاپ دار احياء التراث العربى بيروت.