پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٨٣ - نتايج سقيفه
«احتجوا بالشجرة و اضاعوا الثمرة؛»
پايه استدلال آنها درختى بود كه ميوههايش را تباه ساختند.
به همين جهت بود كه اكثريت مردم نسبت به اهل بيت پيامبر قداست و احترام قائل بودند و اين عمل، هيئت حاكمه را در بحران سياسى دشوارى قرار مىداد كه راه گريزى از آن نداشت، ولى امير مؤمنان عليه السّلام برتر از آن بود كه دست به چنين امورى بزند، چرا كه او مصلحت بزرگ اسلام را بر مصالح شخصى مقدم مىداشت. حكومت وقت براى جلوگيرى از احتمال حركت امام عليه السّلام در اين مسير، بين انتخاب دو راه مردد شد:
نخست: مسأله خويشاوندى را در امر خلافت به هيچ وجه پذيرا نشود و معناى اين كار آن بود لباس مشروعيتى كه ابو بكر آن را در سقيفه به تن كرده بود، از وى بركنند.
دوم: خود هيئت حاكمه به تناقضگويى مىافتاد زيرا آنها بر اجراى اصل خويشاوندى كه در برابر ساير جناحها عنوان كرده بودند پافشارى داشتند در صورتى كه براى بنى هاشم نزديكترين خويشاوندان رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم، هيچ گونه حقى در حكومت در نظر نگرفتند و يا اگر حقى منظور مىكردند در شرايطى نبود كه مخالفت بنى هاشم در رويارويى با حكومت، تلقى شود. بدين ترتيب قدرت حاكم، راه دوم را برگزيد.[١]
[١] . براى آگاهى بر شرح ماجرا به كتاب« فدك فى التاريخ» شهيد صدر ٨٤- ٩٦ و تاريخ طبرى ٢/ ٤٤٩ و ٤٥٠( حوادث السقيفه) مراجعه شود.