پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٢٢ - ه - در غزوه خيبر
عمامه بر سر نهاده و نيزهاى سه شاخه در دست داشت، از دژ خارج و با على عليه السّلام درآويخت، دو ضربت ميان آنان رد و بدل شد. امام عليه السّلام با شمشير چنان ضربتى بر او نواخت كه كلاهخود سنگى او را با زره زيرين شكافت و سرش را دو نيمه ساخت و شمشير به دندانهايش رسيد.
وقتى يهوديان سرنوشت مرحب، قهرمان خود را مشاهده كردند به داخل دژ گريخته و در آن را بستند.
على عليه السّلام خود را به در قلعه رساند و آن را گشود، بيشتر سپاهيانى كه آن سوى خندق اطراف دژ قرار داشتند، نتوانسته بودند همراه با حضرت از خندق عبور كنند. ازاينرو، امام عليه السّلام در قلعه را از جا بركند و روى خندق پل قرار داد تا سپاهيان از خندق عبور كردند و دژ را فتح نموده و به غنايم دست يافتند.[١]
روايت شده چندين تن براى حركت دادن آن در، گرد آمدند ولى از عهده آن برنيامدند.
از ابن عمرو نقل شده گفت: ما از اين كه خداوند خيبر را به دست تواناى على عليه السّلام گشود، در شگفت نيستيم، از اين شگفتزدهايم كه حضرت پس از آن كه در را از جا بركند، آن را ٤٠ ذراع (٢٠) متر پشت سر خود پرتاب كرد و چهل مرد قادر بر جابهجا كردن آن نبودند و رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم در اين خصوص فرمود: «سوگند به آنكه جانم در دست اوست! چهل فرشته على را در كندن در قلعه خيبر يارى كردند.»
روايت شده: امير المؤمنين عليه السّلام در نامه خود به سهل بن حنيف فرمود:
[١] . تاريخ طبري ٢/ ٣٠١، چاپ مؤسسه اعلمى ارشاد مفيد ١١٤، فصل ٣١ از باب ٢، بحار الانوار ٢١/ ١٦.