پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٢١ - ه - در غزوه خيبر
وى بهبودى يافت به نحوى كه گويى ناراحتى نداشته است و سپس در حق على عليه السّلام دعا فرمود و عرضه داشت: خدايا! او را از سرما و گرما (كليه گزندها) محافظت فرما.[١]
آنگاه زره خويش «حديد» و «ذو الفقار» شمشير خود را بر او حمايل و پرچم را به او سپرد و به سمت دژ اعزام نمود و فرمود:
به آرامى پيش رو تا بر آنها وارد شوى، سپس آنان را به اسلام دعوت كن و از حقوق الهى كه در صورت پذيرش اسلام بايد از آن برخوردار باشند، آگاهشان ساز، سوگند به كسى كه جانم در دست اوست اگر خداوند با رهنمودهايت يك تن را هدايت نمايد، ارزش آن از شتران سرخ مو برايت افزونتر است.
سلمه مىگويد: به خدا سوگند! على عليه السّلام هرولهكنان حمله خود را آغاز كرد و ما در پى او به حركت در آمديم. حضرت پيش رفت و پرچم خود را در لابلاى يكى از صخرهاى سمت پايين دژ نصب كرد، يكى از يهوديان با مشاهده حضرت از فراز دژ پرسيد: كيستى؟ امام عليه السّلام فرمود: من على بن ابى طالبم.
راوى مىگويد: مرد يهودى به همكيشان خود گفت: سوگند به توراتى كه بر موسى نازل شده شكستتان قطعى است.[٢]
آنگاه ساكنان دژ، با حضرت رويارو شدند، نخست حارث برادر «مرحب» كه به شجاعت معروف بود به جنگ حضرت آمد. مسلمانان از بيم، اندكى عقب نشستند و على عليه السّلام از جا برجست و با يكديگر درگير شدند.
حضرت او را به هلاكت رساند، يهوديان با پذيرش شكست به دژ پناه بردند، سپس برادرش مرحب كه دو زره پوشيده و دو شمشير حمايل داشت و دو
[١] . تاريخ طبرى ٢/ ٣٠١ چاپ مؤسسه اعلمى، كامل ابن اثير ٢/ ٢٢٠، فرائد السمطين ١/ ٢٦٤ حديث ٢٠٣
[٢] . اعيان الشيعة ١/ ٤٠١.