پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١١٩ - ه - در غزوه خيبر
نقشههاى آن براى از ميان برداشتن اسلام از طريق زور، به شكست انجاميده است. از اينرو، به نظر مىرسيد امضاى قرارداد صلح به نوعى تسليم شدن قريش بود.
يهوديان خارج مدينه تنها قدرت باقيماندهاى بودند كه به فتنهانگيزى و نفاق و خيانت مشغول بودند و پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم از بيم اينكه مبادا اينان با همكارى قواى ديگرى از خارج، دست به كارى خصمانه بزنند، آنها را زير نظر داشت به ويژه كه تاريخ يهود سرشار از خيانت و پيمانشكنى بود، به همين دليل رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم تصميم گرفت به «خيبر» آشيانه و دژ استوار يهود حملهور شود، وى به سپاهيانش دستور داد خود را به سرعت مهياى جنگ سازند، با عملى شدن اين كار حضرت از مدينه خارج گرديد و پرچم را به على عليه السّلام سپرد و به سرعت راهى خيبر شد.
شبانگاه بدون اطلاع ساكنان آنجا بدان سامان رسيد، صبحگاهان كه يهوديان از دژهاى خود خارج شدند، با ديدن پيامبر و سپاهيان وى، به دژهاى خود بازگشته و در آنها پناه گرفتند. رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم آنان را به محاصره در آورده و در تنگنا قرار داد. بدين ترتيب در اطراف دژها ميان دو طرف جنگ و گريزهايى به وقوع پيوست و نبى اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم توانست برخى از دژهاى آنها را بگشايد و محاصره و جنگ بيش از بيست روز، همچنان ادامه داشت و بعضى از دژهاى محكم، سالم ماند، پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و اله و سلم پرچم خود را به ابو بكر سپرد، وى بدون آنكه كار مثبتى انجام دهد، از صحنه نبرد بازگشت.
روز دوّم پرچم را به دست عمر داد، او نيز مانند رفيق خود مأيوسانه بازگشت و خود و يارانش هركدام يكديگر را از جنگ مىترساندند. اين حادثه بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم دشوار آمد كه با دست خود پرچمى بپيچد ولى ناكام