پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٠٨ - پس از جنگ«احد»
پس از جنگ «احد»
رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم على عليه السّلام را خواست و بدو فرمود: در پى دشمن رهسپار شو و مراقب آنان باش، اگر بر شتران خود سوار شده و اسبها را يدك كشيدند، آهنگ مكه كردهاند و اگر بر اسبها سوار و شترها را پيش راندند، قصد مدينه دارند.
على عليه السّلام فرمود: در پى آنها رفتم ديدم بر شتران سوار گشته و اسبها را يدك مىكشند و آهنگ مكه دارند.[١]
وقتى رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم نزد خانوادهاش در مدينه بازگشت، شمشير خود را به دخترش فاطمه سپرد و به او فرمود: «دخترم! خونهاى اين شمشير را شست و شو ده». على عليه السّلام نيز شمشير خود را به وى داد. خون از مچ دست تا كتف آن بزرگوار را فرا گرفته بود. رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم به فاطمه فرمود: «فاطمه جان شمشير على را بگير به راستى شوهرت حق شمشيرش را ادا كرد و خداوند به وسيله شمشير او، قهرمانان قريش را به هلاكت رساند.[٢]»
نتيجه جنگ احد، ناگوار، بيرحمانه و فوقالعاده زيانبار بود، ولى با اين همه ناگوارى پرتوى درخشنده از فداكارىهاى على عليه السّلام را در آن مشاهده مىكنيم. آن حضرت از امتيازاتى برخوردار است كه هيچكس در آنها با وى شريك نيست:
١. وى پرچمدار رسول صلّى اللّه عليه و اله و سلم بود كه با وجود فرار بيشتر مسلمانان، آن پرچم بر زمين نيفتاد.
[١] . اعيان الشيعه ١/ ٣٨٩، سيره ابن هشام ٣/ ٩٤.
[٢] . اعيان الشيعه ١/ ٣٩٠.