پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٠٧ - ب - در جنگ احد
تاريخ در اين لحظات سرنوشتساز و دشوار، موارد استقامت و پايمردى و جانفشانى على عليه السّلام را در مورد رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم در صفحاتى زرّين ثبت كرده است. آن حضرت با تمام توان و دلاور مردى از وجود مقدس رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم دفاع نمود و پرچم به يك دست و شمشير در دست ديگر، مانع پيروزى قواى دشمن مىشد و حملاتى را كه به پيامبر صورت مىگرفت، از آن بزرگوار دفع مىكرد و تمام توجه وى سلامتى وجود مقدس پيامبر و رسالت وى بود و گويى او به تنهايى به لشكرى مىماند كه با همه ساز و برگش به ميدان آمده است، هرگاه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم مىديد دشمن بر او حملهور مىشود به على مىفرمود: «على! بر آنها حمله كن» و على عليه السّلام بر آنان يورش مىبرد و آن ها را متفرق مىساخت و همچنان مبارزه كرد تا از ناحيه صورت و سر و سينه و شكم و دستان مباركش زخمهاى كارى برداشت.[١]
جبرئيل بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم نازل شد و در خصوص فداكارى حضرت على عليه السّلام عرضه داشت: اين است رسم جانبازى؛ رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم فرمود:
«او از من است و من از او.»
جبرئيل عرض كرد: من نيز از شمايم و صدايى از آسمان شنيدند كه اعلان داشت رادمردى جز على عليه السّلام و شمشيرى جز ذو الفقار وجود ندارد[٢].
بدين ترتيب، امير مؤمنان عليه السّلام توانست از وجود مقدس پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم مراقبت و نتيجه جنگ را بىآنكه يكى از دو طرف به پيروزى دست يافته باشند به حالتى از توازن برساند.
[١] . كامل ٢/ ١٥٤، اعيان الشيعة ١/ ٢٨٨، بحار الانوار ٢٠/ ٥٤
[٢] . كامل ٢/ ١٥٤ فرائد السمطين حموينى ١/ ٢٥٧ حديث ١٩٨، ١٩٩، تاريخ دمشق ١٠/ ١٤٨، روضه كافى حديث ٩٠.