پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٠٦ - ب - در جنگ احد
بدينسان رعب و وحشت در دل مشركان راه يافت و روحيه آنان درهم ريخت و با شكست پا به فرار گذاشته و به پشت سر خود نمىنگريستند و مسلمانان، زنان آنها را به محاصره درآوردند و گويى اين جنگ با پيروزى مسلمانان پايان يافته بود.
در اينجا فاجعهاى بس بزرگ بر مسلمانان وارد شد، بدينسان كه تيراندازان، مكان خود را در فراز كوه ترك كرده و پايين آمدند تا با ديگر مسلمانان در جمعآورى غنايم جنگى شركت جويند و جز ١٠ تن از آنان كسى در آنجا باقى نماند.
خالد بن وليد فرمانده سواره نظام مشركان با مشاهده خلوتى بالاى كوه و تعداد اندك تيراندازان، بر سواران تحت فرماندهى خود فرياد زد و بر جمع تيراندازان حملهور شد. عكرمه نيز در پى او هجوم خود را آغاز كرد و تيراندازان را از دم تيغ گذراندند و بدين ترتيب موازنه قدرت تغيير يافت و جنگ به سود مشركان تمام شد و توانستند با نفوذ به داخل صفوف مسلمانان آنها را پراكنده سازند[١].
بدينسان فاجعهاى به وقوع پيوست كه مسلمانان نظير آن را سراغ نداشتند و آنها دچار آشفتگى شده و خود را فراموش كردند و شكستى پس از پيروزى نصيب آنها گرديد. پس از شهادت حضرت حمزه عموى پيامبر و مصعب بن عمير همه نيروها از اطراف رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم پراكنده شده و آن بزرگوار را تسليم دشمن نمودند و جز على عليه السّلام و اندكى از مهاجران و انصار كسى در كنارش باقى نماند.
[١] . تاريخ طبرى ٢/ ١٩٤ چاپ مؤسسه اعلمى.