المعاد في ضوء الدين و العقل و العلم - المحسني، الشيخ محمد آصف - الصفحة ٦٥ - ٢٤ - البدن البرزخى
معما اظهار داشته اند: كه ثبات اين سلسله ازآثار روحى و جسمى مربوط به سلولها است، زيرا هرسلولىكه مىرود تمام خواص خود را به سلول بعدى مىسپارد، ولى بايد اعتراف كرد كه متخصصين فن، به اين گفته قانع نمىشوند. و به همين جهت دكتر كارل زيست شناس معروف فرانسوى در اين زمينه چنين مىگويد: «علومىكه از موجودات زنده بطور عموم و از فرد آدمى بخصوص بحث مىكنند اينقدر پيش رفت نكرده و هنوز در مراحل توصيفى باقى مانده اند، حقيقت اين استكه انسان يك مجموعه پيچيده و غير قابل تفكيكى استكه نمىتوان اورا به آسانى شناخت[١] در واقع جهل ما از خود ما، زياد است و نواحى وسيعى از دنياى درونى ما هنوز ناشناخته است و بيشتر پرسش هاىكه مطالعه كنندگان درزندگى انسان طرح مىكنند بدون پاسخ مىماند»[٢].
پرسش فوق نيز ازآن سوالاتى استكه بلا جواب مانده است تنها بعضى از متفكران اين فن مىگويند: حل اين معضله از عهده علم ما بيرون است به علت اينكه سلول و خواص موجود درآن، هردو ماده است و بايد تحول يابد.
فقط لازم است معتقد باشيم كه يك امر مجهول و ناشناختهاى در بدن انسان وجود دارد كه سر منشأ حفاظت خواص اخلاقى و نگهدارنده مشخصات فردى مىباشد، وآن حقيقت نامرئى از آغاز ولادت تاپايان عمر به طور ثابتى در بدن انسان ها مىماند و با تغييرات دائمى بدن تبديلى درآن حاصل نمىشود كه متكلّمين و علماى مذاهب و همچنين فيلسوفان هركدام به اسم خاصى از اين جسم ثابت ياد كرده اند.
گاهى بنام «أجزاى اصليه» و زمانى جسم «برزخى» و قالب مثالى و در كلمات رهبران اسلام به عنوان «طينت» تعبيرگرديده است و شايد علماى فيزيك «فسيل» نامند.
[١] - كتاب انسان موجود ناشناخته، ص ١٤.
[٢] - كتاب انسان موجود ناشناخته، ص ١٦.