دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٦ - بركات خاص
خطوط نورى هستند از كانون نورى كه پيش اوست، و موهبتهاى متفرّقه، جوىهايى هستند متّصل به درياى بيكرانى كه نزد وى مىباشد.[١]
امام، آن شخص هادى است كه از نظر جنبه ملكوتى موجودات، آنها را رهبرى مىكند و مقام «امامت»، يك نوع ولايت بر اعمال مردم است از نظر باطن كه توأم با هدايت مىباشد، و هدايت در اين جا به معناى رساندن به مقصد است، نه تنها راهنمايى و ارائه طريق كه كار پيغمبران و رسولان، بلكه عموم مؤمنانى است كه از راه موعظه و نصيحت، مردم را به سوى خدا دعوت مىكنند.[٢]
ايشان براى اثبات اين مدّعا، در كتاب شيعه در اسلام در بخش امامشناسى، در مطلبى با عنوان «امامت در باطن اعمال» مىنويسد:
امام چنان كه نسبت به ظاهر اعمال مردم، پيشوا و رهنماست، همچنان در باطن نيز سِمت پيشوايى و رهبرى دارد، و اوست قافلهسالار كاروان انسانيت كه از راه باطن به سوى خدا سير مىكند.
براى روشن شدن اين حقيقت به دو مقدّمه زيرين بايد عطف توجّه نمود:
اوّل. جاى ترديد نيست كه به نظر اسلام و ساير اديان آسمانى، يگانه وسيله سعادت و شقاوت (خوشبختى و بدبختى) واقعى و ابدى انسان، همانا اعمال نيك و بد اوست، كه دين آسمانى تعليمش مىكند و هم از راه فطرت و نهاد خدادادى، نيكى و بدى آنها را درك مىنمايد ....
و جاى شك و ترديد نيست كه خداى آفرينش- كه از هر جهت، بالاتر از تصوّر ماست-، مانند ما تفّكر اجتماعى ندارد و اين سازمان قراردادى آقايى و بندگى و فرمانروايى و فرمانبرى و امر و نهى و مزد و پاداش، در بيرون از زندگى اجتماعى ما وجود ندارد، و دستگاه خدايى، همانا دستگاه آفرينش است كه در آن، هستى و پيدايش هر چيز به آفرينش خدا، طبق روابط واقعى بستگى دارد و بس ....
از اين بيان بايد نتيجه گرفت كه ميان اعمال نيك و بد و ميان آنچه در جهان ابديّت
[١]. خلافت و ولايت: ص ٣٨٠.
[٢]. تفسير الميزان( فارسى): ج ١ ص ٣٧٥، و عربى: ج ١ ص ٢٧٢.