دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠١ - ٣/ ٢ نعمت نهان و هدايت پنهان
مرا گرفت و مرا پشت كوفه برد. زمانى كه به بيابان رسيديم، نفسى كشيد و فرمود:
«اى كميل! اين دلها پيمانههايى هستند و بهترين آنها، پرگنجايشترين آنهاست ....
بارخدايا! آرى، زمين از كسى كه حجّت خدا را بر پا دارد، خالى نمىماند، خواه آشكار و علنى، يا بيمناك و گمنام، تا مبادا حجّتهاى خدا و برهانهاى روشن او از ميان برود؛ امّا آنان چند نفر و كجايند؟ به خدا سوگند، آنان جمعيتى اندك اند، و در عين حال، جايگاهى بلند [در پشگاه خدا] دارند. خداوند با آنان حجّتهاى خود و نشانهاى روشنش را نگه مىدارد، تا آنها را به همانندهاى خودشان بسپارند و در دلهاى همسانهاى خود بكارند. دانايى به حقيقت امور، به آنان هجوم آورده و آنها با روح يقين در آميختهاند، و آنچه ناز پروردگان، سخت ديدهاند، آنها آسان پذيرفتهاند، و آنان به آنچه نادانان از آن وحشت دارند، مأنوساند. آنها با تنشان در زمين و همراه آن هستند؛ امّا روحشان به برترين جايگاه، پيوسته است.
اى كميل! آنان خليفههاى خدا در زمين او هستند و دعوت كنندگان به دينش. وه كه چه اشتياقى به ديدنشان دارم. از خداوند براى خودم و شما طلب آمرزش مىكنم».[١]
٥٩٣. كمال الدين- با سندش به نقل از عبد الرحمان بن جُندب، در بيان گفتارى طولانى از امام على عليه السلام به كميل بن زياد-: فرمود: «صد البتّه، زمين از وجود كسى كه حجّت
[١]. كمال الدين: ص ٢٩٠ ح ٢، نهج البلاغة: حكمت ١٤٧، تحف العقول: ص ١٧٠، نزهة الناظر: ص ٥٧ ح ٤٠، بحار الأنوار: ج ٢٣ ص ٤٥ ح ٩١. نيز، ر. ك: همين دانشنامه: ج ٥ ص ٤١٠ ح ١٠٠٣.