دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٦ - ٢ ارجاع به عالمان
امام صادق عليه السلام همچنين شاگردانى مانند هشام بن حكم، هشام بن سالم، حمران و مؤمن طاق و ديگران را براى ارجاعات كلامى و عقايدى تربيت نمود و افراد را به اينان ارجاع مىفرمود.[١] افزون بر اين مىتوان به تربيت راويان فقيه و عالمى مانند زراره، محمّد بن مسلم، ابو بصير، بريد و جميل بن درّاج و ارجاع راويان و پرسشگران به كسانى مانند محمّد بن مسلم و حارث بن مغيره اشاره كرد،[٢] به گونهاى كه در كنار حلقه درس امام صادق عليه السلام، دهها حلقه در مدينه و كوفه و ديگر شهرها، مسئوليت پاسخگويى و حلّ مشكلات علمى و دينى مردم را به عهده داشتند.[٣]
اين سيره در اواخر قرن دوم، به گونهاى معمول و متعارف شد كه از امام رضا عليه السلام در باره مصداقها و عالمان شايسته مراجعه و نه اصل جواز آن، سؤال مىشود.[٤]
در سالهاى نزديك به وقوع غيبت و دوره ارتباط غير حضورى و مكاتباتى شيعيان با امام جواد عليه السلام و هادى عليه السلام نيز بسيارى سؤالها از وكيلان و عالمان، پاسخ گرفته مىشود. امام هادى عليه السلام در پاسخ احمد بن حاتم بن ماهويه و برادرش، گرفتن معالم دين را از كسانى توصيه مىفرمايد كه عمرى را در محبّت اهل بيت عليهم السلام سپرى كرده و در امر امامت، استوارگام و باسابقه باشند.[٥]
در اين جا مىتوان به سخن مشهور امام عسكرى عليه السلام در معرّفى عام و نصب كلّى همه عالمان عادل براى جواز تقليد و پيروى شيعيان از ايشان اشاره كرد:
فَأمّا مَن كانَ مِن الفُقَهاءِ صائِناً لِنَفسِهِ حافِظاً لِدينِهِ مُخالِفاً على هَواهُ مُطِيعاً لِأمرِ
[١]. ر. ك: الكافى: ج ١ ص ٧٤ و ١٧١.
[٢]. ر. ك: رجال الكشّى: ج ١ ص ٣٤٨ ش ٢٢٠ و ص ٣٨٣ ش ٢٧٣ و ج ٢ ص ٦٢٨ ش ٦٢٠.
[٣]. ر. ك: وسائل الشيعة: ج ٢٧ ص ١٣٦( باب وجوب الرجوع فى القضاء و الفتوى إلى رواة الحديث).
[٤]. ر. ك: رجال الكشّى: ج ٢ ص ٧٧٩ ش ٩١٠ و ص ٧٨٤ ش ٩٣٥ و ص ٧٨٥ ش ٩٣٨( در باره يونس بن عبد الرحمان) و ص ٨٥٨ ش ١١١٢( در باره زكريّا بن آدم).
[٥]. رجال الكشّى: ج ١ ص ١٥ ح ٧.