دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٠ - ١ - ٢ مشابه پيشين داشتن غيبت
بر بالاى منبر كوفه آشكارا مىفرمايد:
اللَّهُمَّ إنَّهُ لا بُدَّ لَكَ مِن حُجَجٍ فى أرضِكَ، حُجَّةٍ بَعدَ حُجَّةٍ عَلى خَلقِكَ، يَهدونَهُم إلى دينِكَ، وَ يُعَلِّمونَهُم عِلمَكَ، كَيلا يَتَفَرَّقَ أتباعُ أولِيائِكَ، ظاهِرٍ غَيرٍ مُطاعٍ، أو مُكتَتَمِ يُتَرَقَّبُ، إن غابَ عَنِ النّاسِ شَخصُهُم فى حالِ هُدنَتِهِم فَلَم يَغِب عَنهُم قَديمُ مَبثوثِ عِلمِهِم، وَ آدابُهُم فى قُلوبِ المُؤمِنينَ مُثبَتَةٌ، فَهُم بِها عامِلونَ.[١]
بار خدايا! تو را ناگزير، حجّتهايى در زمينت بايد؛ حجّتى از پىِ حجّتى بر خلقت، كه آنان را به دين تو رهبرى كنند و دانشِ تو را به ايشان بياموزند تا پيروانِ دوستانت پراكنده نشوند، خواه اين حجّت، آشكار باشد و نافرمانروا، و خواه پنهان و در انتظار. اگر چه جسمش، در حال آتشبس مردم [با دشمن]، از آنان پنهان باشد، امّا دانش ديرين و منتشر آنان، از مردم، نهان نيست و آدابشان، در دلهاى مؤمنان، پا برجاست و به آنها عمل مىكنند.
امام زين العابدين عليه السلام نيز حجّت الهى را لازمه وجود و بقاى پرستش خدا از سوى انسان دانسته و آن را به دو گونه: «ظاهر مشهور» يا «غائب مستور»، تقسيم نموده است.[٢]
١- ٢. مشابه پيشين داشتن غيبت
امامان عليهم السلام براى زدودن زمينه انكارهاى برخاسته از غريب بودن غيبت، از راهى ساده سود جستهاند. آنان براى باور غيبت حجّت- كه غير عادى مىنمود-، به نمونه مشابه ارجاع داده و براى بيان امكان تحقّق آن به ديگر حجّتهاى الهى مانند: عزير، يوسف، موسى، يونس و خضر عليهم السلام استناد نمودهاند.[٣]
آنان همچنين براى رويارويى با انكار ناشى از طولانى شدن عمر امام غايب، به طول عمر نوح و خضر اشاره نموده و بسترى هموار را براى پذيرش غيبت ايشان
[١]. ر. ك: ص ١٩٦ ح ٥٨٩.
[٢]. ر. ك: ص ٢١٢ ح ٦٠٣ و ج ١ ص ٢٣٨ ح ٥٦.
[٣]. ر. ك: ص ٧( بخش دوم/ فصل ششم/ ويژگىهاى پيامبرانه).