دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢ - ٧/ ١ توضيحى در باره امامت در خردسالى
شيخ مفيد در اين عبارت، از يك سو امكان عقلى رهبرى الهى در كودكى را مطرح مىسازد و اين كه عقل، آن را محال نمىداند و از ديگر سو تحقّق آن را طبق اخبار قرآن بيان مىكند، كه در تاريخ انبياى الهى، دو تَن از پيامبران (يحيى عليه السلام و عيسى عليه السلام) در كودكى به مقام نبوّت رسيدهاند.
در باره امام مهدى نيز ادلّه اثبات اصل مهدويت و ادلّه اثبات ولادت ايشان كه در نوشتههاى پيشين مطرح شدند-، تحقّق امامت امام عليه السلام را در خردسالى نتيجه مىدهند.
با اين همه، برخى از نويسندگان مسلمان در نوشتههاى خود، وقوع امامت در خردسالى را مورد طعن و انكار قرار دادهاند. شايد نخستين كسى كه از اين منظر بر مهدويت خرده گرفته، ابن حجر هيثمى (م ٩٧٣ ق) در كتاب الصواعق المحرقة باشد وى در اين زمينه نوشته است:
آنچه در دين پاك اسلامى به اثبات رسيده، آن است كه كودك ولايت ندارد. پس چگونه شيعيان ...[١] گمان مىبرند كسى كه پنج سال داشته به امامت رسيده و حال آن كه پيامبر صلى الله عليه و آله از آن خبر نداده است. اين، سخنى گزاف و پيشتازى بر دين است.[٢]
پس از وى در دوره معاصر، احمد امين مصرى (١٨٨٦-/ ١٩٥٤ م) بدين شبهه پرداخته است. او پس از آن كه به اصل مهدويت و چگونگى پيدايش اين نظريّه در جهان اسلام ايراد گرفته، مىنويسد:
انديشمند از دو چيز، شگفت زده مىشود: يكى آن كه كودك خردسال چهار يا پنج ساله به امامت برگزيده شود، با اين كه امامت، جايگاهى بزرگ است كه بر امور مسلمانان، اشراف دارد و نيازمند به پختگى كامل براى اداى اين مسئوليت است و
[١]. جملهاى كه حذف شده، اهانتآميز وخلاف ادب نويسندگى است.
[٢]. الصواعق المحرقة: ص ١٦٨.