دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٩
نكرد و گفت: فرمانى نيافته است تا در اين باره به كسى پس از خود وصيّت كند.[١]
٦٥٧. كمال الدين- به نقل از ابو محمّد حسن بن احمد مُكَتِّب[٢]-: در سالى كه شيخ على بن محمّد سَمُرى- كه خداوند، روحش را پاك بدارد- در گذشت، من در بغداد بودم. چند روز پيش از وفاتش نزد او حاضر شدم و توقيعى را براى مردم بيرون آورد كه متنش اين است:
«بسم اللَّه الرحمن الرحيم. اى على بن محمّد سَمُرى! خداوند، اجر برادرانت را به خاطر [از دست دادن] تو بزرگ بدارد كه تو تا شش روز ديگر مىميرى. پس كارهايت را جمع و جور كن و به هيچ كس براى جانشينى پس از خودت، وصيّت نكن كه غيبت دوم (/ كامل) واقع شده و تا خداى عز و جل اجازه ندهد، پيدايى و ظهورى نيست، و اين هم پس از به درازا كشيدن غيبت، سخت شدن دلها و پر شدن زمين از ستم خواهد بود. كسانى به سوى شيعيان من مىآيند كه ادّعاى مشاهده مرا دارند. بدانيد كه هر كس پيش از خروج سفيانى و بانگ [آسمانى] ادّعاى مشاهده كند، دروغگو و افترا زننده است، و هيچ جنبش و نيرويى جز از سوى خداوند والاى بزرگ نيست».
ما از اين توقيع، نسخهبردارى كرديم و از نزد او بيرون آمديم و چون روز ششم شد، به سوى سَمُرى باز گشتيم و او در حال جان دادن بود. به او گفته شد: وصىّ پس از تو كيست؟ گفت: «خدا را كارى است كه خود، آن را به انجام مىرساند» و در گذشت و اين، آخرين سخنى بود كه از او شنيده شد.[٣]