دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢٣ - وفات عثمان بن سعيد
هستند» و سپس حديث بلندى را نقل كرد، تا آن جا كه امام حسن عليه السلام به بدر فرمود: «برو و عثمان بن سعيد عمرى را نزد ما بياور». طولى نكشيد كه عثمان وارد شد و سَرورمان، امام حسن عليه السلام، به او فرمود: «اى عثمان! تو وكيل و مورد اعتماد و در مال خدا، امين هستى. برو و اموالى را كه اين يمنىها آوردهاند، بگير».
حديث ادامه دارد تا آن جا كه هر دو گفتند: سپس همگى به امام عليه السلام گفتيم: «اى سَرور ما! به خدا سوگند، عثمان از برگزيدگان شيعه توست و شما آگاهىِ ما را از جايگاه خدمتش به خودتان، افزودى و همانا او وكيل تو و در مال خداى متعال، مورد اعتماد توست. امام عليه السلام فرمود: «آرى و گواه باشيد كه عثمان بن سعيد عَمرى، وكيل من است و پسرش محمّد، وكيل پسرم مهدىِ شماست».[١]
٦٠٧. الغيبة، طوسى- با سندش به نقل از احمد بن اسحاق بن سعد قمى-: روزى از روزها بر امام هادى عليه السلام- كه درودهاى خدا بر او باد- وارد شدم و گفتم: سَرورم! من حاضر و غايب (مسافر) مىشوم و برايم ميسّر نيست كه در همه زمانهايى كه حاضرم، خدمت شما برسم. سخن چه كسى را گوش كنم و فرمان چه كسى را ببرم؟
امام- كه درودهاى خدا بر او باد- فرمود: «اين ابو عمرو، كه مورد اعتماد و امين است، آنچه بگويد، از جانب من گفته است و آنچه به شما برساند، از سوى من رسانده است».
هنگامى كه امام هادى عليه السلام در گذشت، به خدمت فرزندش، امام حسن عسكرى عليه السلام، رسيدم و به ايشان همان را گفتم كه به پدرش گفته بودم. امام عليه السلام، به من فرمود: «اين ابو عمرو، كه مورد اعتماد و امين است، در [زمان امام] گذشته، مورد وثوق بوده و مورد وثوق من در زندگى و پس از مرگم است. آنچه به شما بگويد، از
[١]. الغيبة، طوسى: ص ٣٥٥ ح ٣١٧، بحار الأنوار: ج ٥١ ص ٣٤٥.